منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥
خواهد بود; چنان كه قرآن مى فرمايد:(وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ ... ) :«برخى از مردم براى خدا مثل و شريكى قرار داده اند و آن ها را بسان خدا دوست دارند».[١]
هيچ موجودى نمى تواند در محيط انديشه «ند» مثل خدا باشد; مگر اين كه در انجام كار يا كارهايى مستقل و تام الاختيار باشد. وگرنه; يعنى اگر به فرمان و خواست او كار كند، نه تنها «ند» و مثل او نخواهد بود; بلكه شنونده اى خواهد بود كه به فرمان او انجام وظيفه مى كند.
اتفاقاً مشركان دوران رسالت، درباره خدايان مورد پرستش به يك نوع استقلال در انجام امور الهى معتقد بوده اند.
كم رنگ ترين عقيده شرك در دوران جاهليت اين بود كه، گروهى فكر مى كردند حق قانون گذارى و تشريع به احبار و رهبانان واگذار شده است.[٢] و يا شفاعت و مغفرت كه ويژه خدا است به بت هاى شان داده شده است. وآنان در اين كار مستقل اند; لذا آيات مربوط به شفاعت اصرار دارد كه هيچ كس بدون خرسندى خدا نمى تواند شفاعت كند[٣]. اگر عقيده آنان اين بود كه معبودهاى آنان به اذن خداوند شفاعت خواهند كرد، ديگر اصرار بر مسئله نفى شفاعت بدون اذن خداوند، چندان لزومى نداشت.
گروهى از حكماى يونان، گيتى را به جهان هايى بخش مى كردند و براى هر يك از آن ها خدايى مى تراشيدند، كه اداره اين انواع، و تدبير جهان كه فعل خداوند است به آنان سپرده شده است. آن گروه از عرب جاهلى كه فرشتگان و
[١] بقره/١٦٥.
[٢] سوره توبه /٣١.
[٣] بقره /٢٥٥.