منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٣
(وَ أَخى هارُون هُوَ أَفْصَحُ مِنّى لِساناً فَارسِلْهُ مَعِى رِدءاً ...)[١]:« برادرم هارون كه از من فصيح تر است همراه من به عنوان كمك و ياورم بفرست».[٢]
اصولاً كار بزرگ پيامبران ـ كه اداى رسالت الهى است ـ به وسيله همين عضو انجام مى گيرد و براى همين هم خداوند به پيامبر نويد مى دهد كه ما پيام هاى خود را به زبان تو آسان گردانيديم تا به كمك آن پرهيزگاران را بشارت و گروه ستيزه جويان را بيم دهى:(فَإِنَّما يَسَّرناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بهِ المُتَّقينَ وَ تُنذِرَ به قوماً لُدّاً): «ما قرآن را تنها به زبان تو سهل و آسان كرديم تا به اصل تقوى بشارت دهى و معاندان لجوج را از عذاب خدا بترسانى». [٣]
پيامبران گرامى پيوسته از خداوند مى خواستند كه زندگى شان با مردم به گونه اى باشد كه توده مردم ثناگوى آنان در حال زندگى و پس از مرگ باشند و ابراهيم از خداوند بزرگ همين معنا را درخواست مى كند ومى گويد:
(وَاجْعَلْ لِى لِسانَ صِدْق فِى الآخَرينَ) : «براى من زبان تحسين گرى در ميان مردم قرار بده».[٤]
و در آيه ديگر از چنين درخواستى از سوى اسحاق و يعقوب را گزارش مى دهد.چون از چيزى كه در پاسخ خواسته آنان به آنها بخشيده بود مى گويد:
(وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْق عَلِيّاً) : «آنان را از رحمت خود بهره مند ساختيم و در زبان مردم نامشان را نيكو، و بلند گردانيديم».[٥]
[١] قصص/٣٤.
[٢] به همين مضمون است(سوره شعراء/١٣).
[٣] مريم/٩٧.
[٤] شعراء/٨٤.
[٥] مريم/٥٠.