منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥
پرستش يعنى خداستايى
«او كه آغاز و انجام در دست اوست»
«عبادت» نزد عرب، هم سنگ «پرستش» در زبان فارسى است; همان طور كه لفظ پرستش نزد ما بار معنايى روشنى دارد. همچنين براى مفهوم «عبادت» معنى روشن است; هرچند نتوانيم آن را با جمله اى به صورت يك تعريف منطقى، تعريف و تفسير كنيم. آن گونه كه واژه «زمين» و«آسمان» نزد ما نياز به روشن گرى ندارد و بسيارى از ما نمى توانند آن را به صورت كامل تعريف كنند; ولى اين مطلب مانع از آن نيست كه از شنيدن هر دو لفظ، معنى آن در ذهن ما مجسم گردد.
عبادت و پرستش نيز بسان واژه زمين و آسمان است چرا كه همگى به معنى واقعى آن آگاهيم; هرچند نتوانيم درك خود را در قالب يك تعريف منطقى بريزيم; هم چنان كه مصاديق واقعى هر يك از عبادت و تعظيم و يا پرستش و بزرگداشت نزد ما روشن است و جدا سازى تلقى هر يك از ديگرى بسيار آسان است.
عاشق دلداده اى كه در و ديوار معشوق خود را مى بوسد ويا لباس و پيراهن او را به سينه مى مالد يا پس از مرگ، سر بر خاك قبرش مى نهد در ميان هيچ ملتى پرستنده خوانده نمى شود. و يا كسانى كه براى زيارت پيكرهاى