منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٨
حس و تجربه ثابت كند; در حالى كه حس و آزمايش از اثبات چنين قانونى عاجز و ناتوان است. آن چه را مى توان با تجربه ثابت كرد اين است كه هر رخدادى به دنبال برخوردى پديد مى آيد و امّا حادثه پيشين، علت دومى و حادثه دومى از پديده نخست سرچشمه مى گيرد و اولى منشأ دومى مى باشد. هرگز نمى توان آن را با حس ثابت كرد; زيرا احتمال دارد كه تعاقب يا تقارن اين دو حادثه، از قبيل تقارن دوحادثه غير مربوط به هم باشد مثل اين كه سخن گفتن انسانى با شيهه اسبى متعاقب و يا متقارن باشد و هرگز نمى توان يكى را علت و ديگرى را معلول خواند.
البته كسانى كه مى خواهند همه چيز را از طريق حس ثابت كنند، از اثبات چنين قانونى، ناتوان هستند; زيرا ابزار معرفت و شناخت منحصر به حس نيست و علاوه بر آن«عقل» نيز از ابزار شناخت مى باشد و او از طريق استدلال بر وجود چنين قانونى گواهى مى دهد(و ما در بحث شناخت در اين قسمت به طور گسترده بحث و گفتگو كرده ايم) اثبات قانون «عليت» بسيار آسان است.
اگر كسى در تحولات طبيعى و يا تاريخى لفظ تصادف را به كار مى برد، هرگز نمى خواهد بگويد حادثه اى خود به خود و بدون علت به وجود مى آيد بلكه از آن، مقصود ديگرى دارد.
تصادف در فلسفه اسلامى به عنوان «بخت و اتّفاق» مطرح مى شود. و اين دو لفظ معنى خاصى دارند و با يادآورى دو اصطلاح ديگر «تصادف» به معنى بخت و اتفاق نيز روشن مى شود:
٢. تصادف: پيدايش نظام و سنتى بدون علل آگاه و محاسبه عقلى و به اصطلاح : تفسير نظم جهان از طريق يك رشته علل مادى فاقد شعور و درك !