منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٨
آيات خداوند را تلاوت مى كنند».[١]
ومى فرمايد: (... وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّة برسُولِهِمْ لِيَأخُذُوهُ وَ جادَلوا بالباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الحَقَّ فَأخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ) :«هر ملتى مى كوشيدتا پيامبر خود را بگيرند و در راه باطل خود با او جدال ورزند تا حق را پايمان سازند; ولى ما آنان را گرفتيم و چگونه بود كيفرهاى ما».[٢]
اين آيه از يك هم انديشى براى مبارزه با حق، گزارش مى كند، و نتيجه آن عذاب همگانى است، چنان كه مى فرمايد:(فَأَخذتهم فكيف كان عقاب): «ما همگان را گرفتيم».[٣]
و در جاى ديگر : (وَ لِكُلِّ أُمَّة رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِىَ بَينَهُمْ بالقِسطِ ...):«براى هر امت رسولى است، وقتى كه آن رسول آمد حكم به عدل شده و بر كسى ستم نمى شود».[٤]
و براى همين است كه مى بينيم ، همان اندازه كه قرآن به داستان هاى اشخاص اهميت داده، بيش از آن به پيشينه ملت ها بها داده است و اين هنگامى بود كه بشر، پيشينه اى جز ذكر حالات اشخاصى از قبيل پادشاهان و بزرگان، نداشته و نگارندگان آن تا زمان نزول قرآن هيچ توجهى به گذشته ملت ها و اجتماع ها نداشته اند. و پس از نزول قرآن بود كه، احياناً بعضى از پيشينه نگاران چون مسعودى و ابن خلدون، كم و بيش توجهى به گذشته ملت ها نموده و به ذكر رخدادهاى آنان پرداخته اند. اين ماجرا همچنان ادامه داشت تا اين كه در همين اواخر، به طور كلى، تحولى در تاريخ به وجود آمد. و پيشينه اشخاص، به پيشينه ملت ها تبديل گشت.
[١] آل عمران/١١٣.
[٢] غافر/٥.
[٣] غافر/٥.
[٤] يونس/٤٧.