منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٩
برفرض اين كه نام آن را آزادى بگذاريم.
به هر روى، آزادى به معنى گسترده اى كه مساوى با بى بند وبارى است، نمى تواند دست مايه اى براى شكستن قيد و بندهاى ازدواج گردد.
ب: اگر هر نوع رابطه اى ميان همسران قانونى و ديگران را به رسميت بشناسيم از كجا بدانيم كه همسر قانونى هم به شوهر خود خيانت نكند; زيرا هنگامى كه هيجان شهوت و طغيان غرايز جنسى و احترام به حقوق ديگران، آن چنان فراموش مى شود كه عقل انسان را كور و نابينا مى سازد و انسان در اين بين جز اشباع غريزه جنسى، چيزى را نمى بيند; آيا با چنين حال و روزى مى توان به پدرى گفت «جنينى» كه در رحم همسر او هست، از آنِ او است نه ديگرى؟!
ج: در نخستين روزهاى زناشويى بيشترين كشش و حافظ پيوند همسرى، همان كام يابى ها و لذت هاى جنسى است; امّا پس از اندك زمانى، گرايش و علاقه روحى است كه جاى گزين آن مى شود به طورى كه همسر، جز شوهر به كسى دل نمى بندد و زندگى آن دو، با مهر و دل دادگى همراه مى گردد. آن گاه كه به همسران قانونى اجازه داده شود با ديگران، به خوش گذرانى و كام يابى هاى جنسى گذرا بپردازند، در اين صورت، رفته رفته چراغ مهر و مودت به خاموشى مى گرايد و چشم و ديده هوس باز زن به جاى دل بستن به شوهر، دل به ديگران مى دهد; در نتيجه پيمان ماندگارشان از هم گسسته و ساختار خانواده ها از هم مى پاشد.
به اين دليل، در اسلام «رفيق بازى» جنسى به طور كلى ممنوع شده و واژه «دوست دختر و پسر» كه به شيوه غربى در ميان برخى رايج است، از محرمات مسلّم اسلام به شمار مى آيد. و در قرآن از آن به «اَخْدان» كه جمع «خِدْن» و به