منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢١
شدن وليعهد كشور اتريش آتش جنگ در اروپا زبانه كشيد; يعنى اتفاقى كوچك و قتل يك شاهزاده سبب شد چنين فاجعه عالمگيرى پديد آيد.
در اين جا به كار بردن واژه تصادف به همان معنايى است كه گفته شد به اين معنى كه با در نظر گرفتن يك رشته شرايط در منطقه، آتش جنگ از اين جرقه پديد آمد و اين بهانه شد تا نيروها آماده در كارزار شوند و جنگ گسترش يابد; ولى چنين پى آمدى از قتل وليعهد تحت ضابطه كلى و دايمى نيست; زيرا چه بسا در جهان وليعهدهايى كشته شوند و آب از آب تكان نخورد و چنين فاجعه فراگيرى پديد نيايد. بى شك در مورد شعله گرفتن آتش جنگ، شرايط و نابسامانى هاى زيادى از نظر سياسى ـ اقتصادى و تضادهاى ديدگاه ها، زمينه چين آن بوده و قتل وليعهد تنها جرقه بوده است در يك انبار باروت.
تصادف در تاريخ
در سرگذشت امت ها از پيروزى هايى سخن به ميان آمده كه مى توان آن ها را از مجراى تصادف به معنى سوم تفسير كرد و در اين زمينه داستان به اندازه اى است كه نمى توان به همه آنها اعتماد كرد و يا قسمت مهم آن را نقل نمود وما فقط به نقل دو داستان اكتفا مى كنيم . آن گاه به مطلب مى پردازيم:
١. عمادالدوله ديلمى، اصفهان و فارس را محاصره كرد و نماينده خليفه را بيرون راند; سرانجام خزانه خود را پايان يافته ديد و بيم آن داشت كه سربازان او بر اثر تهى دستى، به مال مردم دست دراز كنند و نارضايتى مردم را فراهم سازند، ناآگاه چشمش به سقف افتاد و ديد كه مارى از سوراخ سر بيرون آورد و دوباره پس زد و اين كار چندين دفعه تكرار شد.
عمادالدوله دستور داد كه سقف عمارت را بردارند و مسير مار را تعقيب