منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٣
اكنون وقت آن رسيده كه به گوشه اى از اين سنت ها كه در قرآن وارد شده است اشاره كنيم:
گردآورى سنن حاكم بر جامعه و تاريخ كه قرآن به آن اشاره مى كند، در گرو مطالعات عميق و دقيقى است كه بايد در وقت ديگرى انجام گيرد; ولى ما در اين صفحات به چند نمونه بارز اشاره مى كنيم و از اين طريق، راه را براى تحقيق باز مى كنيم.
١. هر امتى دوره و اجلى دارد
دانشمندان براى جامعه، اوج و حضيضى، صعود و نزولى معتقدند وبه عبارت ديگر: جامعه مانند فرد است، يك فرد تا به سن بلوغ نرسد حال پويايى و تهاجم دارد، نسبت به هرچيز و هركس حمله و هجوم دارد، نيرومند و پيشرو و مهاجم مى باشد.
پس از مدتى كه به اوج قدرت و نيرومندى رسيد، كم كم قوس نزولى او شروع مى شود، ضعف و سستى در اعصاب و قواى او روشن مى گردد، بدن نيروى اضافى مى طلبد و بايد خود را با خوردن غذاهاى مقوى حفظ كند. در اين سن و سال به جاى اين كه مهاجم باشد، مدافع است تا آنچه دارد از دست ندهد و چيز زايدى نمى خواهد.
جامعه نيز مدتى حالت تهاجمى دارد، پس ازمدتى حالت تدافعى به خود مى گيرد. تمام تاريخ بر اساس دو حالت (تهاجم)و (تدافع) حركت مى كند و اين دو موجب مى شود كه نوعى فرهنگ و تمدن و جامعه به وجود آيد، رشد كند و ضعيف و پير شود، و در نتيجه و سرانجام، فرهنگ، باز،سير نوين خويش را به سوى رشد و كمال و پيرى و مرگ طى كند و باز در برابر نيروى جوان و تازه اى قرار گيرد.
اين تهاجم و تدافع، علت و هم عامل تاريخ را نشان مى دهد و هم خود