منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٤
تعبير مى كند. و مى فرمايد:
(... فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّسُنَّةَ الأَوّلينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَلِسُنَّةِ اللّهِ تَحويلاً) :«اين مردم جز سنت و روشى كه بر اقوام پيشين حاكم بوده است چه انتظارى دارند، هرگز براى سنت هاى خدا تبديل و تحويلى نخواهى يافت».[١]
ودر آيه ديگر مى فرمايد:(سُنَّةَ اللّه الّتى قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تَبْدِيلاً): «سنت هاى خدا در باره امت هايى كه در گذشته اند و براى سنت هاى خداوند، هيچ نوع تبديل و دگرگونى نمى يابى».[٢]
در آيه ديگر، از قوانين حاكم بر جامعه به لفظ «سنن» تعبير مى آورد ومى فرمايد: (قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِى الأَرضِ فانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ المُكَذِّبينَ) :«پيش از شما، سنت ها و قوانين بر جوامع حكومت مى كرد، براى آگاهى از اين قوانين در زمين گردش كنيد تا روشن گردد كه سرانجام گروهى كه پيامبران خدا را تكذيب مى كردند چگونه بوده است؟!».[٣]
در ميان دانشمندان اسلام، نخستين كسى كه براى جامعه و تاريخ «شخصيت»، «واقعيت»، «قانون» و «سنتى» قائل شده است، «ابن خلدون» تونسى است كه مقدمه آن بر تاريخ در اين زمينه نگارش يافته است. و در ميان علماى غرب نخستين فرد، دانشمند قرن ١٨«منتسكيو» فرانسوى است كه مؤلف كتاب معروف «روح القوانين» مى باشد.
[١] فاطر/٤٣.
[٢] فتح/٢٣.
[٣] آل عمران/١٣٧.