منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٦
اميدم بود گردم من، جوانى *** زمان پيريت قدرم بدانى
زمانِ پيريَت، غم خوار باشم *** به هر كارى برايت يار باشم!
من اينك روح پاكم در جنان است *** مكانم در جوار حوريان است
كنون كن توبه، استغفار، شايد *** خداى مهربان رحمت نمايد
تمنا دارد «افسر»[١]، ار توانى *** پيامم را به مادرها رساني
و اما يك يادآورى:
خداوند در سوره «ممتحنه» به پيامبر دستور مى دهد از زنان بيعت بگيرد و آن اين كه :(أنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللّهِ شَيئاً وَ لا يَسْرِقْنََ وَ لا يَزْنينَ وَلاَيَقْتُلْنَ أَولادهُنَّ)(ممتحنه/١٢):«براى خدا شريكى قائل نشوند، دزدى و زنا نكنند و فرزندان خود را نكشند».
يك نكته جالب توجه است كه، اگر كشنده فرزندان، مردان بودند; چرا پيامبر از زنان بيعت گرفت كه فرزند كشى نكنند؟
پاسخ: زنده به گور كردن فرزند را در زبان عرب «وأد» مى گويند كه مخصوص مردان بوده; امّا كشتن به صورت سقط جنين در ميان زنان نيز بوده است. وشايد به صورت نادر، شكل نخست نيز در ميان آنان وجود داشت; از اين جهت از زنان نيز چنين بيعتى گرفته شد.[٢]
از اين بيان، پاسخ پرسشى كه در صفحه ٩١ مطرح كرده بوديم، روشن گرديد.
[١] بانو افسر الملوك عاملى كه همين اشعار وى در مجله مكتب اسلام، شماره ١٢، از سال شانزدهم چاپ شده است.
[٢] كشاف، ج٣، ص ٢٣٣; مجمع البيان، ج٥، ص ٢٧٥.