منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٣
سنگينى يك كفه، مايه دگرگونى در كفه ديگر است.
عين اين تصور در تركيب جامعه انجام گرفته است; زيرا: «جامعه از نهادها و سازه هاى اصلى و فرعى تشكيل شده است.اين نهادها و افراد به يكديگر پيوسته و وابسته هستند. تغيير در هر نهادى ـ اعم از نهاد فرهنگى، مذهبى، اقتصادى، سياسى، قضايى و تربيتى ـ موجب تغيير در نهادهاى ديگر مى شود، و زندگى اجتماعى به صورت اثر قائم به كل ماشين اجتماع پديد مى آيد; امّا بدون اين كه افراد در كل جامعه هويت خود را از دست بدهند».[١]
تركيب افراد يك جامعه مانند تركيب افراد نمايشنامه است كه گروهى به عنوان بازيگر و گروهى به صورت تماشاگر دور هم گرد مى آيند و تركيب مجموع نفرات در تماشاخانه ـ از بازيگر گرفته تا تماشاگر ـ يك تركيب سازه اى است.
برداشت قرآن از وحدت جامعه
برداشت قرآن از وحدت جامعه به گونه ديگرى است كه مى توان گفت، تركيب آن از قبيل تركيب حقيقى است نه تركيب اعتبارى و نه تركيب صناعى ونه تركيب شيميايى; بلكه تركيبى است كه در نوع خود همانندى ندارد. و عناصر تركيب شونده، تن افراد نيست، بلكه انديشه ها، عاطفه ها، خواسته ها و اراده ها و سرانجام تركيب فرهنگى ـ اقتصادى، سياسى، مذهبى و تربيتى است ـ و اين گونه تركيب در مركبات، مشابه ندارد; زيرا: وقتى افراد با سرمايه هاى فطرى و اكتسابى وارد زندگى اجتماعى مى شوند، هركدام در
[١] جامعه و تاريخ، ص ١٧ـ١٨.