منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٤
رستاخيز ايمان داريد . بايد در اجراى مجازات، گروهى از افراد با ايمان حاضر باشند».[١]
ميانى ترين راه پيش گيرى همين است كه در اين آيه وارد شده است، نه جريمه نقدى[٢] كه براى افراد متمكن چندان اهميتى ندارد. وبراى افراد فقير نتيجه اى جز زندان كه مشكلى را حل نمى كند و بارى بر دوش دولت مى افزايد، البته گناه جنسى در ميان هيچ ملتى بى مجازات نبوده است. در شريعت حضرت موسى سزاى مرد بدكار، قتل بود، و زن زناكار هم، سنگ سار مى شد. در قديم هند، زن را پيش سگ هاى گرسنه مى انداختند تا دريده و خورده شود و مرد بدكار را مى سوزاندند. در قانون روم، زن و مرد بدكار را اعدام مى كردند. در انگلستان زناكار را در شهرها مى گرداندند و آن قدر مى زدند تا بميرد. در برخى اقوام آنان را آتش مى زدند و گاهى غرق مى كردند و گاه به دار مى آويختند.
البته چگونگى اجراى حد ياد شده در قرآن، در كتاب هاى فقهى به روشنى بيان شده است.
اكنون بحث خود را با بيان نكاتى به پايان مى رسانيم:
١. آن جا كه قرآن حكم حد زنا را بيان مى كند، نخست از «زانيه» آن گاه از «زانى» نام مى برد; ولى حد سرقت عكس آن است، نخست از «سارق»
[١] نور / ٢.
[٢] در مسلك «باب و بها» خيانت جنسى با دادن ٩ مثقال طلا بخشوده مى شود واين نوع مجازات جز باز گذاردن دست دارندگان در گناه، نتيجه اى ندارد. دركتاب «اقدس» ص ١٥ مى خوانيم:«قد حكم اللّه لكل زان و زانية دية مسلمة إلى بيت العدل و هي تسعة مثاقيل; بر هر مرد و زن بدكار لازم است كه ديه اى به بيت عدل بدهند و آن عبارت است از نه مثقال طلا».