منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٤
مى كشد كه دومى اولى را كشت:
(فَطوَّعتْ لَهُ نفسهُ قَتْلَ أَخيهِ فَقَتَله فَأَصْبَحَ مِنَ الخاسِرينَ): «نفس سركش رفته رفته او را به كشتن برادر مصمم كرد، او از زيانكاران شد».[١]
٣. قرآن قتل مؤمن بى گناه را آن چنان بد شگون و ننگ توصيف مى كند كه در ديگر جرايم ديده نمى شود:
(وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمناً مُتَعَمِّداً فَجَزائُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَيهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عذاباً عَظيماً) :«هركس، فرد با ايمانى را از روى آگاهى بكشد، مجازات او دوزخ است كه در آن جاودانه مى ماند. و خداوند بر او غضب مى كند و از رحمتش اورا دور مى سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است».[٢]
در اين آيه براى كسى كه فرد با ايمانى را آگاهانه بكشد، چهار كيفر شديد اخروى قائل شده است:
١. در دوزخ جادانه مى ماند:(فَجَزائُه جَهنّم خالداً فيها) .
٢. خشم الهى او را فرا مى گيرد:(وَ غَضِب اللّهُ عليه) .
٣. از رحمت خدا دور مى گردد:(ولعنه) .
٤. به عذاب بزرگ گرفتار مى گردد: (وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً) .
اين چهارگونه مربوط به كيفرهاى اخروى است و از نظر افراد عادى، شايد اين چهار مجازات به يك كيفر بازگشت كند; ولى در نظر افراد واقع بين، هر يك از اين ها، سزاى مستقلى است; وليكن چون ما از چند و چون آن ها
[١] مائده / ٣٠.
[٢] نساء / ٩٣.