منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٤
مى دهند».
« آن گاه كه اعضا بر خلاف كارى هاى افراد گواهى دادند، صاحبان آن ها كه همان گنه كاران هستند به آن ها اعتراض مى كنند كه چرا بر ضرر ما گواهى داديد؟ آن ها پاسخ مى دهند خدايى كه همه چيز را به سخن درآورده، ما را به سخن گفتن واداشته است».
٣.«هرگز به آن چه ادعا مى كنند علم و اذعانى ندارند، بلكه از وهم و پندار پيروى مى كنند».
٤.«گمان و پندار، تو را از پيروى حق بى نياز نمى سازد».
تفسير موضوعى آيات
حس كنجكاوى و واقع گرايى يكى از ابعاد روح و روان انسان به شمار مى رود، هر فردى به طور فطرى حقيقت طلب آفريده شده است. اگر آفرينش انسان با حسّ و اقع جويى آميخته نبود، هرگز به دريدن پرده هاى جهل موفق نمى گشت.
انسان ها همواره و در هر رويدادى خواهان فهم حقيقت آن است، وتا به سرحد شناخت كامل نرسد، هرگز گمان و پندار، عطش واقع جويى او را فرو نمى نشاند.
به خاطر فطرى بودن همين مطلب، ابن سينا مى گويد:«هركس از نظريه اى بدون دليل پيروى كند، او فطرت انسانى خود را از دست داده است».
در حالى كه پيروى از دانش و دورى از گمان و پندار براى انسان ها يك امر فطرى است. گاهى ديده مى شود كه گروهى به خاطر يك رشته منافع زودگذر، يا رسيدن به مقامى، چشم و گوش بسته، از مسلكى پيروى مى كنند