منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٠
جامعه هاى ياد شده تأثير نپذيرفته و از آن ها چيزى نگرفته است; زيرا آن چنان فاصله ميان اين دو نوع تشريع هست كه به زحمت مى توان قدر مشترك هايى ميان دو نوع حقوق يافت.عين اين مقايسه را مى توان در پهنه قصه هاى قرآن و سرگذشت ملت هاى پيشين در عهدين انجام داد. در اين مقايسه خواهيم ديد كه قرآن محتويات خود را در مورد پيامبران و گذشتگان از عهدين نگرفته است; زيرا آن چنان اختلاف عظيم و تباين در محتوا، بالأخص در بيان صفات پيامبران، ميان آن ها وجود دارد كه هرگز نمى توان يكى را اصل و ديگرى را حاشيه اى دانست. و اگر مى بينيد داستان هاى قرآن ريشه هايى در عهدين دارد به خاطر اين است كه هر دو از موضوع واحدى سخن مى گويند قهراً بايد ريشه هاى مشتركى داشته باشند.
گذشته بر اين، تورات و انجيل و ...از كتاب هاى آسمانى است كه تحريف به تمام محتويات آن راه نيافته است; بلكه به خاطر خيانت احبار، فقط تحريف، به گونه اى در برخى از محتويات آن ها راه يافته است، از اين رو بايد ميان اين دو نوع كتاب هم قدر مشترك و هم جهات مميزه اى وجود داشته باشد. جهات مشترك معلوم است. جهات مميزه هم همان پيراستگى از افسانه ها و خرافات است كه عهدين را پر كرده است و در قرآن اثرى از آن ها نيست.
بى گمان يكى از راه هاى اثبات اعجاز قرآن، داستانهاى دل نشين آن است; زيرا يك فرد درس نخوانده د رمحيطى كه در آن، از اين داستان ها خبر و اثرى نبود و خود و پيروانش با اين مطالب آشنا نبودند، بدون يك پشتوانه نهانى، نمى تواند سرگذشت پيامبران و اقوام پيشين را به صورت خردپسند كه شايسته مقام پيامبران است ـ بى آن كه به خرافه وافسانه آلوده گردد ـ تنظيم كند