منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٦
زيرا كسى كه در پى كشتن ديگرى است و بفهمد كه قاتل را هم مى كشند و از او قصاص مى كنند، بى گمان از فكر شيطانى خود دست برمى دارد و از كشتن منصرف مى شود. در نتيجه، تشريع قصاص، نخست باعث حيات كسى است كه مورد سوء قصد قرار گرفته است و مانع قتل او مى شود».
به ديگر سخن، آن مايه حيات خود جانى هم هست كه اگر كسى را مى كشت، خود او هم قصاص و كشته مى شد; ولى از ترس قصاص دست به قتل نمى زند.
بالاتر از آن، موجب حيات ديگران است و براى مردم و جامعه امنيت به ارمغان مى آورد; زيرا هنگامى كه مردم بدانند قصاص واجب است و پياده مى شود، از آن مى هراسند و جرأت بر كشتار نخواهند كرد.
٢. اسراف در قتل ممنوع است
همان اندازه كه قرآن قصاص را روا مى داند از آن به جاى يك دارو هم بهره مى گيرد و از هر زياده روى جلوگيرى مى كند و صريحاً اعلام مى دارد:
(فَلا يُسْرَف فِى القَتْل...) :«پس اسراف درخونريزى وافراط در كشتار نكند...»[١].
آرى تنها يك قتل در برابر يك قتل و يك عضو در برابر يك عضو، قصاص مى شود. و اين معنا به اين شكل آمده:
(وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها اَنَّ النّفسَ بِالنَّفْسِ وَ العَينَ بالعينِ والأَنفَ بالأَنفِ والأُذُنَ بالأُذنِ والسِّنَّ بالسِّنِّ و الجروحَ قصاصٌ ...) .[٢]
[١] اسراء / ٣٣.
[٢] مائده / ٤٥.