منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٢
كارى از آن ساخته نيست.
به خاطر اهميتى كه اين موضوع دارد، امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد:
«مَنْ أنعمَ اللّه عليه بنعمة فَعَرفَها بقلبِه فقد أدّى شُكْرَها; هر كس كه مورد بخشش قرار گيرد، و آن را از صميم قلب بشناسد، حق سپاس آن را ادا كرده است».[١] امام صادق در حديث ديگر مى فرمايد:«و من الشكر رؤية النعمة من اللّه; از درجات سپاس اين است كه بدانيم نعمت از جانب خدا است».[٢]
در حديثى وارد شده است كه موسى بن عمران با خداوند مناجات مى كرد و مى گفت: خدايا چگونه سپاس تو را به جا آورم; در حالى كه انجام هر سپاسى، به وسيله نعمتى است كه براى خود سپاسى را لازم دارد. در اين موقع خطاب آمد:«اكنون كه چنين شناختى به تو دست داد،سپاس مرا انجام دادى».[٣]
٢. اظهار شناخت و خضوع
درجه ديگر سپاس اين است كه شناخت خود را اظهار كند، و به تصديق و خضوع قلبى خود اعتراف نمايد.بسا ممكن است حقيقتى بر انسان روشن باشد; امّا اظهار و اعتراف به آن، براى او سنگين باشد. وبرازنده يك انسان كامل است كه خود بزرگ بينى را كنار بگذارد، و به حق اعتراف كند و شناخت قلبى خود را در چارچوبى بريزد كه بتواند هنگام نياز آن را واگويه كند; زيرا
[١] اصول كافى، ج٢، ص٩٦، حديث ١٥.
[٢] سفينة البحار، ج١، ص ٧١٠.
[٣] اصول كافى، ج٢، ص ٩٨، حديث ٢٧، غزالى نيز اين حديث را در احياء العلوم ، ج٤، ص ١٠٨، ط حلبى آورده است.