منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٤
٤.قرآن سيماى ملكوتى و الدين را به اين طريق ترسيم مى كند كه، سپاس خدا و پدران و مادران را در كنار يكديگر قرار مى دهد وبه ستايش از هر دو فرمان مى دهد، و مى فرمايد:(... أَنِ اشْكُرْ لِى وَ لِوالِدَيْكَ إِلَىَّ الْمَصيرُ) :«براى من و پدران و مادران، سپاس گزار باش بازگشت شما به سوى من است».[١]
٥. در برخى جاها براى ايجاد توجه در ديگران، از حضرت سليمان و افراد صالح نقل مى كند كه، در مقام دعا از خداوند مى خواستند آنان را در قدرشناسى و شكر نعمت هايى كه بر خود و والدين شان ارزانى داشته است سربلند سازد، آن جا كه مى فرمايد:(رَبِّ أَوزِعْنى أَنْ اَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الّتى أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلى والِدَىَّ ...) :«خداوندا ! مرا توانا ساز تا شكر نعمت هايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى به جا آورم».[٢]
در همين راستا است آيه ١٠ از سوره احقاف. با شنيدن اين راز و نياز انسان گمان مى كند ميان آنان و فرزندان شان، آن چنان يك دلى و يك رنگى حكم فرما است كه گويا آن نعمت را خداوند بر خود فرزندان ارزانى داشته است و او موظف است شكر و سپاس هر دو را به جا آورد.
٦. بنابر اين، اين كتاب آسمانى در مقام بيان نعمت هايى را كه به مسيح ارزانى داشته است ياد مى كند، شايسته مى بيند نعمتى را كه به او و مادرش بخشيده است يادآور گردد، چنان كه مى فرمايد:
(... اذْكُرْ نِعْمَتى عَلَيْكَ وَ عَلى والِدَتِكَ ...):«به ياد آر نعمتى را كه بر تو و مادرت داده ام».[٣]
[١] لقمان /١٤.
[٢] نمل/١٩.
[٣] مائده/١١٠.