منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠
نيست طواف كرده و ميان دو كوه صفا و مروه سعى مى كنيم; يعنى همان كارهايى را انجام مى دهيم كه بت پرستان درباره بتان خود انجام مى دادند. در عين حال تاكنون به فكر كسى نيامده است كه ما با اين كار، سنگ و گل ها را مى پرستيم; زيرا هرگز ما در سنگ و گل كوچك ترين سود و زيانى نمى بينيم ; امّا اگر ما اين كردار را همراه باورمندى به اين كه سنگ ها و كوه ها، خدا و مبدأ آثار خدايى اند انجام مى داديم، در اين صورت در رديف بت پرستان قرار مى گرفتيم. بنابر اين بوسيدن دست پيامبر و امام، معلم و آموزگار، پدر و مادر، بوسيدن قرآن و كتاب هاى دينى و ضريح و هر آنچه كه متعلق به بندگان گرامى است، فقط تعظيم و تكريم خواهد بود.
در پايان بحث جا دارد توجه خوانندگان را به برخى از تعريف هاى عبادت و نارسايى آن ها معطوف سازيم:
١. مؤلف «المنار» كه تقرير درس استاد خود، شيخ محمد عبده است، عبارت را به شكل زير آورده :
«العبادة ضرب من الخضوع بالغ حدّ النهاية ناشئ عن استشعار القلب عظمة المعبود لا يعرف منشأها و اعتقاد بسلطة لا يدرك كنهها و ماهيتها; عبادت خضوع شديد و فوق العاده اى است كه از احساس عظمت معبود سرچشمه مى گيرد; عظمتى كه ريشه آن معلوم نيست;ولى معتقد است كه او داراى سلطه اى است كه آغاز و حقيقت آن روشن نيست» [١].
تعريف عبادت به گونه ياد شده، خالى از نارسايى نيست; زيرا بسيارى از اقسام عبادت، مصداق خضوع شديد و فوق العاده نيست; مع الوصف،
[١] المنار، ج١، ص ٥٧.