منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٤
به خود تشكل حركت تاريخ را مشخص مى كند. توجه قرآن به ارزش هاى فردى مانع از آن نشده است كه به اصالت جامعه در حدّخود، اعتراف كند و براى آن حيات و ممات و عمر و زندگى و به اصطلاح تهاجم و تدافعى قائل گردد، چنان كه مى فرمايد:
(لِكُلِّ أُمَّة أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَستأخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ) : «براى عمر هر امتى پايانى است، هرگاه پايان عمرشان برسد نه لحظه اى تأخير مى كنند و نه لحظه اى زودتر فانى مى گردند».[١]
بنابر اين همان طور كه فرد، مرگ و زندگى دارد، جامعه نيز آغاز و انجامى دارد.
٢. طلوع و غروب تمدن ها قطعى است
قرآن، طلوع و غروب تمدن ها را يك امر قطعى تلقى كرده و مى گويد: هرگز قدرت و تمكن در دست يك گروه تا پايان جهان باقى نمى ماند; بلكه به عللى دست به دست گشته تا عمر جهان سپرى گردد، از اين رو مى فرمايد:
(وَ لا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الأَعْلَونَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ * إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ القَومَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ الأَيّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النّاسِ ...) : «سست و اندوهگين نباشيد شما برتريد اگر مؤمن باشيد. اگر زخمى به شما وارد مى شود طرف مقابل نيز آن را دارد و اين روزها را بين مردم دست به دست مى گردانيم».[٢]
[١] يونس/٤٩.
[٢] آل عمران/١٣٩ـ١٤٠.