منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٢
١٦.«هيچ پيامبرى را به نقطه اى نفرستاديم مگر اين كه ثروتمندان عياش آن ديار به آنان گفتند ما به رسالت شما كافريم و ايمان نداريم».
١٧.« اين مردم جز سنت و روشى كه بر اقوام پيشين حاكم بوده است، چه انتظارى دارند، هرگز در سنّت هاى خدا تبديل و تحويلى نخواهى يافت».
١٨.«اراده و مشيت ما به پيروزى پيامبران تعلق گرفته است، آنان كمك شدگان هستند و سپاه ما (سپاه توحيد) پيروز است».
١٩. «ما رسولان خود ومؤمنان را در زندگى دنيا وروزى كه گواهان برخيزند يارى مى كنيم».
٢٠.«خداوند بر خود لازم كرده است كه پيام آوران او پيروزند، خداوند قدرتمند است».
٢١.«تهيدستانى كه هجرت كرده اند و دست آنان از خانه و اموال خود كوتاه شده است».
٢٢.«مى خواهند نور خدا را با دهان هاى خود خاموش كنند. خداوند نور خود را به پايان مى رساند هرچند كافران دوست نداشته باشند».
٢٣.«انسان طغيان مى كند; آنگاه كه خود بى نيازى احساس مى كند».
تفسير موضوعى آيات
تا اين جا به طور كلى روشن ساختيم كه جامعه و تاريخ بشرى از سنت و قانون هايى پيروى مى كند و تحولات تاريخى براى خود، تفسير معقول و صحيحى دارند و همان طور كه قوانينى بر پديده هاى زمينى و كيهانى حاكم است و تحولات كيهانى و زمينى، معلول سنت هاى تغيير ناپذير مى باشد، همچنين هر نوع دگرگونى و تعادل و انحطاط و به طور كلى سير جوامع از نقطه اى به نقطه ديگر، روى نظام علت و معلول است.