منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٠
مى دهيم و آن اين كه:
قرآن مى گويد: جامعه علاوه بر اين دو بعد، بعد سومى دارد كه ما نام آن را بعد جهانى، يا بعد الهى مى ناميم. و خلاصه آن اين است كه جهان هستى، نسبت به كردار انسان بى تفاوت نيست و كردار و رفتار او از جانب جهان، واكنش مناسب با ماهيت عمل او دارد. كردار نيك واكنش نيك، و كردار بد واكنش بد. توضيح اين كه: تمام مكتب ها، جهان را ـ جز انسان و ديگر جانداران ـ جامد و فاقد شعور مى انگارند و معتقدند كه جهان نسبت به اعمال نيك و بد بى تفاوت است و بشر چه نيكى بكند و چه بدى، زمين و آسمان در برابر اعمال خوب و بد او واكنشى نشان نمى دهند. براى جهان ظلم و ستم جباران و بيدادگرى زمامداران خودسر، با عدالت صالحان و پاكان يكسان است.
در حالى كه قرآن براى گيتى شعور و درك ويژه اى قائل است و جهان را در برابر اعمال افراد بى تفاوت نمى داند. ومعتقد است كه اين بعد از جامعه، با محاسبات عادى قابل درك نيست، فقط مى توان با ديده دل آن را درك كرد. چنان كه مى فرمايد:( ...وَ إِنْ مِنْ شَىء إِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسبيحَهُمْ ...) : «همه بخش هاى جهان، خدا را از هر نقصى پاك مى داند; ولى شما از تسبيح آنها آگاه نيستيد».[١]و اين كه اين نوع درك و شعور چگونه است كه بر جهان حاكم است و چه خويشاوندى ميان رفتار خوب و بد انسان و واكنش خوب وبد جهان وجود دارد، بر انسان خاكى كاملاً پوشيده است؟و بايد به حكم آيه (الّذينَ يؤمِنُونَ بِالغَيْبِ ...)[٢] «آن كسانى كه به جهان غيب
[١] اسراء/٤٤.
[٢] بقره/٣.