منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣١
٢. ياد خدا، از سرمايه هاى پر ارج انسانى است كه با سرشت بشر آميخته شده و يكى از ابعاد وجود او را تشكيل مى دهد. و در قرآن و احاديث اسلامى از آن به «معرفت فطرى» ياد شده است. خداشناسى فطرى با بالا رفتن سن كودك، كم كم شكفته تر شده و كودك در صدد تحقيق از اسرار هستى و شناخت سر سلسله وجود برمى آيد.
معنى فطرى بودن ياد خدا اين است كه، ريشه هاى آن در اعماق وجود ما قرار دارد چونان بسيارى از درون مايه هاى گمراهى كه با خلقت و آفرينش ما همراه مى باشند; ولى چه بسا ممكن است كه «معرفت فطرى» به عللى كم فروغ گردد; ولى هيچ گاه ريشه كن نمى شود. و در اين مورد، تجربه مؤيد اين معنى است. ما توضيح اين قسمت را در كتاب «راه خداشناسى»[١] آورده ايم . در اين زمينه يكى از دانشمندان مى گويد:
«ايمان يك امر طبيعى است و مستقيماً زاده نيازمندى هاى درونى و احساساتى ما است دين را يك قرن زير فشار بگذار و بعد فشار را كم كن، و ببين كه چطور دوباره در طى يك سال سر مى زند».[٢]
بنابر اين، فراموشى خدا، يك نوع خودفراموشى است; زيرا ياد خدا و به قول روان شناسان «حس مذهبى» مانند «حس كنجكاوى» جزء سرشت ما است; همان طور كه اگر «حس كنجكاوى» از انسان گرفته شود، شخصيّت او آسيب مى بيند. همچنين اگر انسان خدا را فراموش كند، در حقيقت سرشت و شخصيت خود را فراموش كرده و به صورت كوردلى در مى آيد كه، از شناخت خود نيز ناتوان مى گردد.
[١] به صفحات ٦٢ـ ٧٣ مراجعه شود.
[٢] لذات فلسفه، ص ٤٧٦.