منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠١
تصريح مى كند و به خاطر روشن بودن مطلب در اينجا توقف زيادى نمى كنيم. چيزى كه هست، آزمايش گر بودن خدا، خود بحث انگيز است و پرسش زير را به دنبال دارد. و آن اين كه: آن كس دست به آزمايش مى زند كه از حقيقت امر آگاه نباشد و خداى آگاه از درون و برون بندگان و آگاه بر پيدا و نهان، چه نيازى به آزمايش دارد؟ پاسخ اين سؤال در بحث چهارم كه به عنوان «انگيزه هاى امتحان» مطرح مى شود خواهد آمد.
٢. آزمايش شدگان
آزمود گان ، بندگان الهى هستند كه از دوران بلوغ تا هنگامه مرگ در بوته آزمايش هاى مختلف قرار مى گيرند وبرخى پيروز و برخى ديگر با شكست ازصحنه امتحان خارج مى گردند.
گاهى قرآن از يك آزمايش عمومى كه متوجه تمام بندگان خدا مى گردد نام مى برد ومى فرمايد : (أَحَسِبَ النّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ):«آيا مردم گمان كردند همين كه گفتند ايمان آورديم رها مى شوند و به آزمايش كشيده نمى شوند؟».[١]
آيات در زمينه آزمايش هاى عمومى بيش از آن است كه در اين اندك گنجانده شود.
گاهى قرآن از يك رشته آزمايش هاى خصوصى پرده برمى دارد كه متوجه اشخاص و طايفه معينى بوده است. و اين موضوع يك رشته از قصص و داستان هاى قرآن را پديد مى آورد و تشريح اين نوع آزمايش ها بر عهده كتابهايى است كه قصه هاى قرآن را گرد آورده اند و ما اشارهوار از آن ها مى گذريم.
[١] عنكبوت/٢.