منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٩
چشيدن است و به شكل بيضى و از بيخ قسمت پشتى كف دهان و به استخوان لامى چسبيده است. داراى يك پوشش رويى، يك پوشش زيرين، دو لبه جانبى و يك نوك مى باشد.
ساختار زبان به شكلى است كه كار آن جويدن غذا و بلع آن و احساس طعم مواد غذايى و سخن گفتن وغيره مى باشد.
با اين كه زبان مانند چشم و گوش يكى از ابزار شناخت است و مى توان به وسيله آن چهار نوع طعم غذا: شيرينى، تلخى، شورى و ترشى را حس نمود; ولى قرآن در ميان وظايف مختلف آن، روى نقش گفتارى آن تكيه مى كند و از اين زاويه به آن مى نگرد. و از ديگر وظايف آن سخن نمى گويد و ما نيز از اين جهت آن را مورد بحث قرار مى دهيم و نكته آن اين است:
اين قسمت از هنرنمايى زبان، آن اندازه اهميت دارد كه ديگر وظايف آن را تحت الشعاع خود قرار داده است. تجربه و آزمايش ثابت كرده است كه غالب كسانى كه قادر به سخن گفتن نيستند، فاقد نيروى شنوايى نيز مى باشند.
برخى معتقدند كه كرى مادر زاد، سبب لالى مى گردد و كودك به جهت ناشنوايى، لال مى شود.
ما با اين نظريه علمى كار نداريم. و كودكى را فرض كنيد كه رشد جسمانى آن آغاز شده; ولى توان گفتارى ندارد، آيا چنين كودكى مى تواند آن شخصيت متناسب را كه ديگر همسالان او مى يابند، به دست آورد؟ به طور مسلم نه.
انسان از طريق گفتگو و پرسش و پاسخ، مسائل لازم را به دست مى آورد و بر عمق شخصيت خود مى افزايد.
تعليم و تربيت كه رشد انسان ها و تكامل افراد به آن بستگى دارد، از