منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٥
كه بسا براى ارضاى وجدان سرزنش كننده خود چنين وانمود مى كنند كه به آن مطلب، علم و اذعان دارند. قرآن اين گروه را در آيات متعددى نكوهش مى كند ومى فرمايد:
(...وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْم إِنْ هُمْ إِلاّ يَظُنُّونَ) :«هرگز به آن چه ادعا مى كنند علم و اذعانى ندارند، بلكه از وهم و پندار پيروى مى كنند».[١]
و در آيه مورد بحث مى فرمايد:(وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ) :«از چيزى كه به آن علم ندارى پيروى مكن» و در حقيقت اين جمله يادآور حكمى است كه نهاد و فطرت انسان است و ما را نسبت به آن توجه مى دهد.
پيروى از علم اصل اساسى است
همان طور كه در آغاز بحث يادآور شديم، مفاد آيه مورد بحث، بيان گر يك حكم فطرى و طبيعى انسان است. و اين كه او در هر رويدادى تا به سرحد شناخت قطعى نرسد، آرام نمى گيرد. از اين رو مفاد آيه، كلى و گسترده خواهد بود وانسان نبايد در هيچ جايى بدون مدرك قطعى به چيزى تكيه كند.
در اين جا سؤالى مطرح مى باشد كه: اگر پيروى از علم يك اصل كلى واساسى است، پس چرا ما در مواردى از ظن و گمان پيروى مى كنيم; مثلاً در يافتن صاحب چيزى، اگر در دست كسى ببينيم، مى گوييم : او «ذو اليد» است. و مى گوييم مال از آن او است. يا در احكام الهى، به نقل يك روايت از سوى كسى كه عادل است، به عنوان روايت امام معصوم مى پذيريم (حجيت خبر و احد در احكام). و در تشخيص موضوعات مثلاً فلان چيز پاك است يا نجس; ملك فلانى هست يا نيست; به قول دو عادل عمل
[١] جاثيه/٢٤.