منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٤
صورت يك قانون غالبى بپذيريم; ولى آن گاه كه لفظ «قسط» جدا از عدل وارد شود، در اين مورد ضابطه كلى در كار نيست. گاهى به حكم قرائن، مقصود از آن رعايت عدل در تمام شئون زندگى مادى و معنوى انسانى است در حالى كه در برخى از جاها مقصود عدالت اقتصادى است و در هر مورد بايد از قرائن موجود در كلام، ابهام را برطرف نمود.[١]
ابعاد عدل و قسط در قرآن
تشريح ابعاد عدالت و قسط از نظر قرآن، كاوش گسترده اى را مى طلبد. و آن از هدف ما بيرون است; از اين جهت به طور اختصار از آن مى گذريم.
١. بعد حكومتى عدل و قسط
يكى از ابعاد عدالت از نظر قرآن، موضوع«پيشواى برگزيده» است. حكومت هاى خودبين و خودكامه بر اثر چيرگى بر مردمى كه در پرتو برق سرنيزه و آتش توپ و تانگ چندى فرمان مى رانند، آن را به صورت موروثى وقانونى جلوه مى دهند، بارزترين شكل گمراهى را به نمايش مى گذارند; بنابر اين قرآن نيز به اين سو از عدالت پرورى توجه دارد و درست ترين آن ها را معرفى مى كند.
پس پايدارترين حكومت ها را آن مى داند كه در مسير حق و خداخواهى
[١] آخرين سخنى كه مى توان در اين زمينه گفت اين است كه:«عدل» به معنى اعتدال و ميانه روى و دورى از هر نوع افراط و تفريط در كليه شئون مادى و معنوى است.
تفاوتى كه قسط با آن دارد اين است: اين لفظ درموردى به كار مى رود كه قابل تقسيط و تقسيم وسهم بندى باشد خواه امور مالى باشد، يا امور حقوقى، مرافعه و محاكمه اى در بين باشد يا نباشد.