منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٣
مخفى و پنهان نيست زيرا:
قاتلى كه دست خود را به خون بى گناهى مى آلايد، اين آمادگى را دارد كه انسان هاى بى گناه ديگرى را هم كه از نظر انسانيت و بى گناهى با اين مقتول مساوى اند، بكشد. او انسان گرسنه اى است كه تنها قتل انسان بى گناه اشتهاى او را فرو مى نشاند. وبراى او، اين يا آن بى گناه تفاوتى ندارد.
به همان اندازه كه آدم كشان بدسرشت آماده كشتن هر انسان بى گناهى هستند، افراد نيكوسرشت هم به حكم عاطفه انسانى، اين آمادگى را دارند كه برنامه احياى نژاد بشر را سرآغاز تلاش هاى خويش بگنجانند. آنان هدفى جز نجات انسان ها ندارند; هرچند قدرت آنها محدود است.
با توجه به اين، قرآن همان قضاوت را نيز درباره فردى كه انسانى را از مرگ مى رهاند تكرار مى كند ومى فرمايد:
(وَمَنْ أَحياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النّاسَ جَمِيعاً ...) :«هركس انسانى را از مرگ رهايى بخشد، مثل اين است كه تمام انسان ها را نجات بخشيده است».[١]
از اين گذشته، افراد جامعه انسانى، بسان اعضاى يك پيكر به شمار مى روند واگر آسيبى بر يك عضو برسد، خواه ناخواه اعضاى ديگر را هم به درد مى آورد چنانچه نبود يك فرد، ضربه بر تك تك افراد جامعه را در پى دارد; زيرا يك نفر به سهم خود در ساختن يك اجتماع بزرگ و رفع نيازمندى آن، مؤثر مى باشد.
٢. قرآن خون ريزى را گام نخستينِ گناه مى داند كه در روى زمين رخ مى دهد. و در اين مورد، داستان «هابيل» و «قابيل» فرزندان آدم را پيش
[١] مائده / ٣٢.