منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣
مى فرمايد:
(... إِذا جاءَكَ المُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى أَنْ لا يُشرِكنَ باللّهِ شَيئاً وَ لا يَسْرِقْنَ وَ لا يَزْنينَ ولا يَقْتُلنَ أَولادَهُنَّ ...) :« هنگامى كه زنان با ايمان نزد تو آيند وبا تو بيعت كنند كه براى خدا شريكى قائل نشوند، دزدى و زنا نكنند و فرزندان خود را نكشند و...».[١]
حال، انگيزه آنان در كشتن فرزندان چه بوده است؟! روشن نيست.
در كتاب هاى تاريخى و قصه، پيرامون فرزندكشى داستان هايى وارد شده است كه ما به نقل يكى از آن ها بسنده مى كنيم. و پس از آن به نقل اشعارى كه شاعره مسلمانى در مورد «كورتاژ» مادران سروده است پرداخته و به بحث خود پايان مى بخشيم.
پس از پاگرفتن اسلام در شبه جزيره، «قيس بن عاصم» شرفياب محضر پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) گرديد. وى نخستين كسى بود كه در ميان عرب دختركشى را رايج كرده بود. يكى از انصار از سرگذشت دختران او پرسيد، وى در پاسخ گفت: من همه دختران خود را زنده به گور كرده ام; و در اين مورد تاكنون كوچك ترين اندوهى به من دست نداده است، جز يك بار، و آن هنگامى بود كه من در سفر بودم و همسرم حامله بود. سفر من طول كشيد و او وضع حمل كرد، اتفاقاً بچه او دختر بود. همسرم از ترس من، او را به خواهر خود سپرده بود. وقتى من از سفر برگشتم از وضع حمل او پرسيدم، وى گفت: خدا به ما دختر داده بود; ولى مرده به دنيا آمد.ازاين كه دخترم مرده به دنيا آمده بود، خوشحال شدم كه اين بار دستم به خون او آلوده نشد.
[١] ممتحنه / ١٢.