منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٢
آستانه مرگ بودند، زندگى بخشيد.
در روزگار جاهلى، نيك مردى پيدا مى شود كه با دادن مقدارى از اندوخته مالى خود، جان كودكان بى گناه را بخرد; آيا در جهان پيش رفته كه بشر به منابع بزرگ طبيعت دست يافته است، از چنين مردانى خبرى نيست كه به جاى كشتن بچه هاى بى گناه، پرورشگاه هايى براى اين نوزادان فراهم سازند كه هم از آدم كشى جلوگيرى شود و هم اين زشتى ها گسترش نيابد.
و ...فرزند كشى هاى مقدس!!
انگيزه ديگر اين بود: نذر مى كردند كه اگر تعداد فرزندان شان به فلان تعداد رسيد، يا حاجت آنان برآورده شد، يكى از فرزندان خود را زيرپاى بتان قربانى كنند. و اين هم به زبان قرآن به ما رسيده:
(قَدْ خَسِرَ الّذينَ قَتَلُوا أَولادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْم ...) :«به راستى! كسانى كه فرزندان خود را از روى بى خردى كشته اند زيان كار شدند».[١]
ويا: (وَكَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِير مِنَ الْمُشْرِكينَ قَتْلَ أَولادِهِمْ شُركاءُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دينَهُمْ ...) :«شريكان بندگى (خدايان باطل)، كشتن فرزندان، مشركان را براى آنان زيبا جلوه داد تا آنان را هلاك سازند و دين شان را بر آنان واژگونه نشان دهند».[٢]
از بيعت و پيمانى كه پيامبر از زنان قريش گرفت استفاده مى شود كه گاهى زنان عرب نيز دست خود را به چنين گناهى آلوده مى كردند، چنان كه
[١] انعام/١٤٠.
[٢] انعام/١٣٧.