مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٩٣ - فروش ميوه جات
وجه وجود دارد ولى احتياط آن است كه مصالحه نمايند همان گونه كه مىتوان زرع را به عنوان علف فروخت مىتوان آن را به عنوان اصل نيز فروخت نه به عنوان علف با شرط به اينكه آن را قطع نمايد در اين صورت زرع مال مشترى است و اگر خواست به صورت علف مىچيند و اگر خواست رسيدهى آن را درو نمايد.
مسأله ١٢- فروختن خوشه قبل از ظهور و سبز شدن و قبل از بسته شدن دانههاى آن جايز نيست و هرگاه دانه بست مىتوان آن را فروخت چه زراعت آن جو باشد كه دانههايش مشهود است و چه گندم باشد كه دانههاى در غلاف است چه اين خوشه خود به تنهايى مورد معامله واقع گردد و چه با بوتهى آن چه سر پا و چه بعد از درو كردن باشد فروختن آن به مثل خود بنابر احتياط جايز نيست. و اين را در اصطلاح «محاقله» مىگويند و در اين كه محاقله شامل فروختن سنبلهى گندم به جو و جو به گندم نيز باشد هم محل اشكال است. لكن، احتياط نبايد ترك شود به خصوص در فروختن خوشهى جو به گندم و اقوى اين است كه اين حكم شامل غير گندم و جو از قبيل برنج و ذرت و غير آن دو نمىشود هر چند هر چند اگر اين حكم را نيز در آنها جارى بدانيم به احتياط نزديكتر است. بله، اقوى آن است كه جايز نيست خوشه را به گندمى كه هم وزن آن بدست مىآيد، فروخت.
مسأله ١٣- فروش ميوههاى جاليزى مانند خيار، بادمجان و خربزه قبل از بيرون آمدن از گل جايز نيست ولى بعد از اينكه از گل در آمد اين كار جايز است، و همچنين جايز است آن را به شكل يك چين و دو چين مشخص فروخت، اما تشخيص چين با عرف و عادت است و ظاهراً آنچه كه از آن به عنوان نوبر برداشت مىشود، يك چين به حساب نمىآيد.
مسأله ١٤- فروختن خيار و خربزه و ميوههاى جاليزى زمانى جايز است كه مشهود باشند و معلوم باشد كه زير برگها چه مقدار وجود دارد؛ اما اينكه برخى از آنها زير برگها مستور باشند اشكال ندارد. همان گونه كه نرسيدن برخى از آنها زير برگها مستور باشند اشكال ندارد همان گونه كه نرسيدن برخى از آنها نيز ضررى ندارد.
مسأله ١٥- اگر محصول جاليزى باشد كه مقصود اصلى از آن ريشه باشد مانند هويج و شلغم اين كه آنها را قبل از كندن بتوان فروخت جوازش مشكل است بله در پياز كه قسمت پيداى آن نيز مطلوب است، اين كار جايز است فروختن همان قسمت منضم بر آنچه زير زمين است.
مسأله ١٦- فروش پيازچه، نعناع و تره بعد از اينكه بالا آمد جايز است به يك چين و دو چين معين همچنين برگ درخت توت و حنا به يك چين و دو چين. و اين كه برگ توت و