مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٧٧ - يكى از مسائل نوظهور نماز و روزه و غير اينها در سفر با هواپيما و امثال آن است
قبله بخواند، و اگر نتواند بايستد بايد معلق نماز بخواند و تا مىتواند پاهايش را به طرف زمين بگيرد، و گرنه به هر نحوى كه برايش ممكن است نماز را بخواند و نماز به هيچ حالى از احوال ترك نمىشود، و در همه احوال بايد رعايت قبله را و يا حداقل جهت قبله را بكند- جهتى كه از ساير جهات به قبله نزديكتر باشد و اگر نداند جهت قبله كدام است يك نماز را چهار مرتبه و هر مرتبه به يك طرف بخواند.
مسأله ١٢- اگر سوار بر قمر مصنوعى شود و در يك شبانه روز ده بار دور زمين بگردد- در هر دورى كه مىزند يك شب دارد و يك روز حال آيا بايد ده بار نمازهاى پنجگانه يوميه را به جاى آورد و يا در يك شبانه روز خودش همان پنج نماز بر او واجب است زيرا همه ده دورش يك شبانه روز است؟ ظاهر احتمال دوم است لكن لازم است طلوع و غروب خودش را مراعات كند، به اين معنا كه نماز صبح را قبل از يكى از ده طلوع، ظهر و عصر را هنگام ظهر يكى از ده روز، و مغرب و عشا را در وقت فرا رسيدن يكى از شبهاى ده گانه بخواند، و يا نماز ظهر را در هنگام ظهر يكى از ده روز و نماز عصر را در بعد از ظهر روز ديگر و نيز نماز مغرب را در يكى از ده شب و نماز عشاء را در شبى ديگر بخواند، و اما اينكه آيا مىتواند نماز ظهرش راهنگام يكى از ده ظهر بخواند مغرب راهنگام غروب و آنگاه عصر را هنگام بعد از ظهر دور ديگر و عشاء را در شب دور ديگر بخواند؟ بعيد نيست كه جايز باشد، لكن نزديكتر به احتياط ترك اين نحوه است بلكه نزديكتر به احتياط اين است كه اگر ممكن باشد ظهر و عصر را در بعد از ظهر يك دور و مغرب و عشاء را در شب يك دور بخواند.
مسأله ١٣- اگر زنى سوار هواپيمايى شود كه سرعتش مساوى با سرعت حركت وضعى زمين است كه از مغرب به مشرق حركت مىكند هواپيماى او از مشرق به مغرب حركت كند و در هواپيما حيض ببيند و به مقدار سه روز از روزهاى ما (ادامه پيدا كند) ولى نسبت به خود او همه هفتاد و دو ساعت مثلًا اول طلوع خورشيد باشد ظاهر اين است كه خون او محكوم به حيض بودن است، پس معيار در حيض بودن استمرار خون آن در اين مدت زمان است نه سه بار روشن شدن زمين به طلوع خورشيد، و همچنين است حال آن زنى كه در سرزمينى زندگى مىكند كه مثلًا هر يك روز آنجا يك ماه است و آن زن خون ببيند و مقدار سه روز ادامه پيدا كند حكم مىشود به اينكه خون او حيض است، و اگر زنى سوار بر قمر مصنوعى شود آن چنان كه يك شبانه روز ما براى او يك ساعت باشد (يعنى مسير يك شبانه روز خورشيد كه همان دور زمين است را يك ساعته طى كند) استمرار خون او تا سه روز به حساب روزهاى افق ما است، و اگر خون حيضى كه به طبع الحال و بتدريج در سه روز جريان مىيابد را به وسيله آلتى (و يا دارويى) در يك روز بيرون آورند