مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٨ - كتاب مكاسب و متاجر
نگردد. و تعداد لازم آن است كه اين احكام را ياد بگيرد هر چند با تقليد باشد و بايد حكم معاملهاى را كه مىخواهد انجام دهد هنگام معامله بداند هر چند بعد از آن، آن را فرا گيرد. البته در صورتى كه در صحت آن شكى وجود داشته باشد. و هر گاه اشتباه و شكّ از نظر حرام بودن و حلال بودن بر وى عارض شد از لحاظ صحّتِ فساد، واجب است كه از آن معامله دورى كند مانند زمانى كه شك كند همانا معامله ربوى است يا نه كه بنا را بر حرمت معامله مىگذارد كه مقتضاى احتياط هم همين است.
مسأله ٢٢- تجارت، و كسب و كار داراى آداب مستحب و مكروهى است.
اما، مستحب آن كه با تأنّى و آگاهى در طلب رزق و روزى بر آيد نه حريص باشد و نه سهل انگارى نمايد؛ يعنى ميانه رو باشد. ديگر اينكه اگر طرف معامله از وى تقاضاى فسخ كرد آن را اجابت نمايد حتى اگر او حقّ فسخ نداشت و معامله را نا ديده بگيرد، ديگر اين كه با همه با يك قيمت معامله نمايد و بين معامله شوندگان فرقى نگذارد و از همه يك قيمت بگيرد چه از آنكه چانه مىزند و چه آنكه چانه نمى زند اينگونه نباشد كه از اولى كمتر و از دومى بيشتر بگيرد، البته فرق گذاشتن بين آنها به خاطر فضيلتى كه دارند مانند دين و علم اشكالى ندارد و همچنين مانعى ندارد كه چيزى را ناقص تحويل بگيرد و چرب تحويل دهد.
اما مكروهات كسب و كار چند چيز است: اول اينكه؛ فروشنده از جنس خود تعريف نمايد. دوم اينكه: خريدار جنس خريدارى شده را مذمت نمايد، ديگرى سوگند خوردن در هنگام خريد و فروش چه راست و چه دروغ، ديگرى خريد و فروش جنس در جايى
كه عيب جنس در آن مستر باشد، ديگر اينكه؛ بدون ضرورت و احتياج از مؤمن سود بگيرد، مگر اينكه علم به اين داشته باشد كه جنس را براى تجارت مىخرد يا بهاى آن در برابر متاع بيش از صد درهم باشد، در اين حالت فروشنده مىتواند به اندازه ى نياز روزش از مشترى سود دريافت كند، و گرفتن چنين سودى از مؤمن كراهت ندارد، ديگر اين كه؛ از كسى به وى وعده ى احسان و نيكى داده است سود دريافت نمايد مگر اينكه ضرورتى در بين باشد، ديگر اينكه، انجام معامله ما بين طلوع فجر و طلوع خورشيد، ديگرى: اول به بازار وارد شدن و خارج شدن از آن بعد از خروج ديگران، ديگرى خريد و فروش با فرومايگان وكسانى كه بر ايشان اهميت ندارد چه مىگويند و چه در موردشان گفته مىشود. ديگر اينكه؛ بدون آنكه علم داشته باشد وارد خريد و فروش وزن كردنىها، متر كردنىها و ... شود. ديگر اينكه؛ بعد از معامله و عقد چانه زنى نمايد (درخواست قيمت كمتر نمايد) ديگر آنكه در معاملهاى وارد شود كه مؤمن ديگرى قبل در آن وارد شده و مىخواهد آن را بخرد، و ما آن را مكروه مىدانيم، اما ديگران اين كار