مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٤٧ - كتاب وقف
كتاب وقف
وقف عبارت است از حبس عين و تسبيل منفعت. اين فضيلت و ثواب زيادى دارد، چنانچه كه از امام صادق (ع) منقول است كه: هيچ پاداشى بعد از مرگ به آدم نمىرسد مگر سه چيز، يكى صدقهاى كه در زمان زندگى خود داده است و بعد از مرگ او هم جريان داشته باشد. دوم هدايتى كه آن را باب كرده باشد كه تا مردم به آن سنت عمل كنند پاداش آن بعد از مرگ به وى مىرسد و سوم فرزند صالحى كه بعد از او برايش دعا كند. و به اين مضمون روايات زيادى موجود است.
مسأله ١- در وقف بايد حتماً صيغه خوانده شود و صيغه هر عبارتى است كه معنايى را كه در بالا گفتيم برساند، مانند اينكه بگويد من نيز وقف كردم و يا حبس كردم و يا اينكه تسبيل كردم حتى گفتن اينكه من اين را صدقه دادم نيز كفايت مىكند. البته به آن شرط كه چيزى به آن اضافه نمايد كه مقصود آن را نشان دهد. مانند اينكه بگويد: «من اين ملك را صدقه ابدى دادم كه نه فروخته شود و نه هبه داده شود. و مانند اين عبارات. مانند اينكه بگويد: من زمينم را براى صرف در فلان راه، وقف و يا حبس و ... كردم. صيغه عربى در آن لازم نيست و حتى لازم نيست كه به صورت قاضى خوانده شود بلكه با جمله اسميه هم كفايت مىكند. مانند اينكه بگويد: اين حبس است و يا وقف و ...
مسأله ٢- در وقف مسجد بايد، مسجد بودن آن قصد شود، پس اگر محلى را براى نماز خواند و عبادت مسلمانان وقف نمايد كافى است. امّا آن محل مسجد نمىشود و احكام مسجد بر آن بار نمىشود. مگر آنكه منظور او همان مسجد باشد. ظاهراً همين كه بگويد من اين جا مسجد قراردادم و كافى است حتى اگر نگفته باشد وقف و يا حبس كردم. امّا به احتياط نزديكتر اين است كه بگويد من اينجا وقف كردم تا مسجد باشد، و يا من اينجا را بنا بر مسجد شدن وقف كردم.
مسأله ٣- ظاهراً در وقف كردن در چيزهايى نظير مسجد، قبرستان، خيابان، پل و كاروانسرا و همچنين وقف شيره درختان براى استفاده رهگذران، حصير و فرش و موكت براى مسجد و ... چيزهايى كه براى مصالح عامه وقف مىشود، معاطات كافى است. پس