مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٦٦٢ - مقصد دوم مقدار قسامه
مدعى زن باشد.
مسأله ٥- اگر مدعى بيشتر از يك نفر باشد ظاهر اين است كه همان پنجاه قسامه كافى است، و اما اگر مدعىعليه بيش از يك نفر باشد يعنى يك نفر مدعى ادعاء كند كه اين چند نفر به طور مثال قاتل فرزندم هستند در اينجا در اينكه آيا پنجاه قسامه كافى باشد يا نباشد اشكال است، و وجيهتر اين است كه به عدد مدعىعليه عدد پنجاه قسامه متعدد مىشود، پس اگر مدعىعليه و شخص متهم به قتل دو نفر باشند هر يك از آن دو با اقرباى خودش پنجاه سوگند مىخورند عليه دعواى مدعى، هر چند كه كافى بودن پنجاه سوگند از هر دو خالى از وجه نيست لكن قول اول وجيهتر است.
مسأله ٦- اگر مدعى يا او و خويشان او حاضر به ادعاى سوگند نباشند مىتوانند سوگند را به مدعىعليه رد كنند، كه در اين صورت او نيز بايد پنجاه قسامه ادا كند يعنى از قوم و خويشانش پنجاه نفر را حاضر كند تا شهادت به بىگناهى او دهند و هر يك سوگندى بر برائت او اداء نمايند، و اگر اقوام او پنجاه نفر نباشند سوگندها را تكرار مىكنند تا عدد پنجاه تكميل شود، اگر متهم با اقوامش قسامه را انجام دهند حاكم حكم بر برائت و بىگناهى او مىكند برائت از قصاص و پرداخت ديه، و اگر او قسامه نداشت خودش پنجاه بار قسم مىخورد كه اگر قسم خورد حكم مىشود به برائتش از ديه و قصاص، و اگر قسامه نداشت و خودش هم حاضر نشد سوگند ياد كند الزام به غرامت مىشود و در اينجا ديگر سوگند را به طرف مقابل او بر نمىگردانند.
مسأله ٧- قسامه كه گفتيم مخصوص موارد لوث است در صورت وجود لوث در جنايت بر عضو نيز جارى مىشود، چيزى كه هست آيا در عضو نيز پنجاه سوگند در جنايت عمدى و بيست و پنج در جنايت خطائى و شبه به عمد هست تا اگر جنايت وارده ديهاش برابر ديه قتل باشد نظير قطع بينى و بريدن آلت رجلى، همان پنجاه و بيست و پنج سوگند ياد شود و اگر ديه عضو قطع شده كمتر از قتل نفس است به همان نسبت از سوگندهاى پنجاه گانه و بيست و پنج گانه نيز كم شود و يا آنكه عدد پنجاه و بيست و پنج مخصوص قتل است و در عضو آنجا كه ديهاش برابر قتل است شش سوگند است و در جايى كه كمتر است به همان حساب از عدد شش كم مىشود؟ نزديكتر به احتياط همان وجه اول است ولى اشبه وجه دوم است، بنابر وجه دوم در قطع يك دست يا يك پا و يا هر عضو ديگرى كه ديه آن نصف ديه قتل است مدعى بايد سوگند ياد كند و در عضوى كه ديه آن ثلث ديه قتل است يك سوم عدد شش يعنى دو سوگند ياد كند و بر همين حساب ساير اعضا است، و در عضوى كه ديه آن كمتر از يك ششم قتل است مانند بريدن يك انگشت، از آنجا كه سوگند نصف و ثلث ندارد بايد يك سوگند اداء كند، و همچنين در