مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٤٢٣ - احكام ولادت و اولاد
صورتى كه مرد كلًاّ دخولى را در زن انجام نداده است و نطفهاش را در فرج زن و يا اطراف آن نريخته تا احتمال دهد شايد رحم، نطفه را جذب كرده است و به هيچ نحوى نيز آن نطفه وارد رحم آن زن نشده باشد و با تمام اين اوصاف زن حامله شده باشد آن بچه به طور قطع، مال آن شوهر نيست و بر آن مرد واجب است كه آن كودك را از خود نفى نمايد. همين طور اگر دخول و انزال را انجام داده باشد و كودك كمتراز مدّت شش ماه به طور كامل متولد شود، باز هم آن كودك مال شوهر نيست. و همچنين است اگر دخول و انزال كرده باشد و از آن زمان بعد از يكسال زن كودكى را بزايد، باز هم كودك ملحق به آن شوهر نيست؛ مانند زمانى كه شوهر بعد از دخول از زن خود به مدتى بيش از يكسال كنارهگيرى كرده باشد و يا به بستر رفته باشد و آن زن صاحب فرزند شود، اين فرزند بچه او نيست.
مسأله ٢- در صورتى كه تمام شرايط مسأله قبل محقّق گشت فرزند ملحق به شوهر است. و بر او جايز نيست كه آن كودك را از خود نفى نمايد و بگويد كه اين فرزند از من نيست هر چند كه مردى بيگانه با آن زن وطى كرده باشد تا چه رسد به اين كه مرد يقين به اين نداشته باشد، و صرفاً زن را به اين عمل ناشايسته متهم كرده باشد. به فرض هم كه مرد آن فرزند را از خود نفى نمايد آن كودك در عقد دائم از او نفى نمىگردد و همچنان فرزند اوست مگر اينكه لعان صورت گيرد. امّا در عقد موقّت اگر زن فرزندى آورد كه ممكن است فرزند آن شوهر باشد، و باز هم شوهر آن را نفى نمايد، ولد از وى نفى گشته و نيازى به لعان نيست. امّا اگر زن ادعا داشته باشد كه آن كودك از آن همان مرد است و يا خود فرزند مدعى باشد كه من فرزند تو هستم به مرد واجب است كه سوگند ياد كند كه فرزند از من نيست.
مسأله ٣- بر شوهر جايز نيست كه به صرف بيرون ريختن منى، فرزند را از خود نفى نمايد، پس اگر فرزند را از خود نفى نمود، كودك نفى نمىشود مگر به موجب لعان.
مسأله ٤- زنى به شبهه وطى گشته است مانند اينكه مردى او را همسر خود فرض كرده است و با او وطى نموده، در صورتى كه حامله گردد، آن فرزند ملحق به واطى است البته به آن شرط كه حين وطى تا ولادت كودك كمتر از ششم ماه، و بيشتر از يكسال فاصله نشده باشد. و نيز به آن شرط كه زن شوهردار نباشد.
مسأله ٥- اگر زن و شوهر در دخولى كه موجب الحاق فرزند است با هم اختلاف پيدا نمايند و زن مدعى گردد كه دخول صورت گرفته و كودك ملحق به شوهر است و شوهر نيز بگويد كه من دخول انجام ندادم، و يا اينكه مرد در اصل زائيدن زن اختلاف نمايد و زن بگويد كه من اين كودك را زائيدهام و شوهر بگويد كه تو آن را از خارج گرفتهاى، در