مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٨٢ - رِضاع (شيردادن)
را داخل دهان كودك بدوشد و يا آن را داخل ظرفى بريزد و به بچه بدهد، باز هم اين حرمت پيش نمىآيد.
شرط سوم اين است كه شير از زن زنده باشد. پس اگر زن در حال شيردادن به كودك فوت نمايد و نصاب آن محرميت با آن شير كامل گردد، حتى اگر يك شكم باشد هم باعث محرميت نمىگردد.
شرط چهارم اين است كودك تا قبل از دو سالگى حدّ نصاب ارضاع را از آن بخورد. پس اگر بعد از آن انجام گرديد، بازهم ايجاد حرمت نمىكند. امّا اين كه كودك زن شيرده داخل در دوسال باشد معتبر نيست. بنابراين اگر زن دو سال كودك خود را شير بدهد و سپس او را از شير بگيرد و كودك ديگرى را كه هنوز دو سالش تمام نشده را به حد نصاب شير بدهد، باز هم ايجاد محرميّت مىكند.
مسأله ٢- منظور از در سال؛ بيست و چهار ماه هلالى از زمان تولد كودك است. در صورتى كه كودك در بين ماه به دنيا آمده باشد بنابر اظهر بايست مابقى از ماه بيست و پنجم تكميل شود.
شرط پنجم: اينكه ميزان حد نصاب شيرخورده باشد. پس نه شير خوردن كافى است و نه قبل از دو سالگى براى آن كفايت مىكند بلكه بايست به ميزان حد نصاب يكى از سه قسم معين شده شير بخورد: يكى به حسب اثر، دوم به حسب زمان و سوم به معيار عدد، و هر كدام نيز كه حاصل گردد، محرميت مىآورد، و بعيد نيست كه معيار اصلى همان اثر باشد و ديگر معيارها، نشانه و امارهاى به اولى باشد. ولى اگر به فرض در مورد يكى از آن دو مورد ديگر تجديد انجام شود، لكن اثرى در كودك ديده نشود باز هم بايست احتياط را ترك نكنند. اثر عبارتست از اينكه كودك به قدرى از آن شيرخورده باشد كه از آن گوشت بر بدنش روئيده و استخوانهاى او محكم گردد. زمان عبارتست از اينكه كودك يك شبانه روز متصل به هم از شير آن زن بخورد و تنها غذايش هم فقط آن شير باشد وعدو عبارتست از اينكه كودك پانزده دفعه متوالى، شكمش پر شود، از شير آن زن بخورد.
مسأله ٣- در روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان آنچه كه لازم است، اين است كه آن اثر فقط از شير آن باشد، يعنى چيز ديگرى همانند شكر و ... در روئيدن آن تأثير نداشته باشد. بنابراين اگر همراه شير، چيزى به كودك بدهند به طورى كه رويش گوشت و محكم شدن استخوان آن كودك به هر دوى آنها مربوط شود، ثبوت محرميّت مشكل است. همچنان كه معيار در اندازهگيرى رويش گوشت و محكم شدن استخوان، مقدارى است كه بتوان بر آن اعتنا كرد و آن قدر آشكار باشد كه عرف آن را تأييد نمايد. پس اگر