مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٨٦ - كتاب وصيت
نداشته باشند و اگر چنين باشد، حاكم آنها را مجبور مىكند كه نظر ثالث را پيروى نمايند مگر اينكه اين كار موجب شود كه عمل به وصيّت دير و يا تعطيل شود كه در اين صورت اگر امتناع از هر دو طرف باشد هر دو نفر و اگر از يك نفر باشد، نفر ديگر را به جاى او نصب مىنمايد.
مسأله ٤٣- اگر يك نفر از دو وصى از دنيا برود و يا مجنون شود و يا به هر علّتى از عهده وصايت بر نيايد، اگر آنها مستقل از هم نباشند، احتياط واجب آن است كه حاكم شخص ديگرى را به او ضميمه نمايد و اين عمل خالى از قوت نيست. حال اگر هر دو نفر از دنيا رفتند و يا محجور شدند آيا لازم است حاكم دو نفر را به عنوان وصىّ منصوب نمايد يا فقط مىتواند به يك نفر اكتفاء نمايد. و اگر يك نفر را منصوب نمايد دو وجه وجود دارد كه به احتياط نزديكتر آنها، وجه اوّل و اقوى آن وجه دوم است.
مسأله ٤٤- موصى جايز است كه در يك كار به يك نفر و در كار ديگر به نفر ديگر وصيت نمايد و هيچ كدام را در كار يكديگر شركت ندهد.
مسأله ٤٥- اگر موصى بگويد كه به زيد وصيت كردم كه بعد از من وصاياى مرا انجام دهد و اگر او هم از دنيا رفت عمرو، وصى من باشد، اين وصيت صحيح است و عمرو بعد از مرگ زيد وصى موصى مىگردد، هم چنين اگر موصى بگويد كه: به زيد وصيت كردم كه كارهايى را كه به تو وصيت كردهام انجام دهد و اگر در اين بين پسر به حد بلوغ برسد و يا دست از گناهانش برداشت و يا اگر مشمول درس خواند شد، او وصّى من باشد .... اين وصيت هم صحيح است و از اين حالت اگر پسر شرايط را دارا شد وصايت زيد به پايان مىرسد.
مسأله ٤٦- اگر خيانت وصى به حاكم معلوم و آگاه گرديد حاكم او را عزل مىنمايد و شخص ديگرى را به جاى او منصوب مىنمايد و يا او را به وصايت باقى مىگذارد و ديگرى را به عنوان امين به او ضميمه مىكند. حاكم هر يك از دو كار را كه مصلحت ديد انجام مىدهد. اگر معلوم گردد كه وصىّ در كارهايش ناتوان است شخص ديگرى را به او ضميمه مىنمايد تا او را در انجام كارها يارى نمايد. و اگر ناتوانى او به حدّى باشد كه به كلّى از انجام كارهاى وصيّت عاجز باشد، و حتى اميد به برطرف شدن اين عجز هم نرود مانند اينكه از شدت پيرى داراى عجز و ناتوانى شديد گشته است، ظاهراً اين است كه خود به خود منعزل شده و ديگر نيازى به عزل حاكم نيست و بر حاكم لازم است كه شخص ديگرى را به جاى او منصوب نمايد.
مسأله ٤٧- در صورتى كه وصىّ در زمان حيات از آنچه موصى به او محوّل نموده است عاجز باشد، نمىتواند كس ديگرى را نيز براى عمل به وصاياى موصى، وصى نمايد. به