مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٢٣ - كفالت
نمايد، و يا حقى را كه بر ذمه كفيل داشت ببخشد، در آن صورت ذمّه كفيل مبرى مىشود.
مسأله ١١- اگر مكفول له حقى كه به ذمه مكفول دارد به او انتقال دهد به صورت بيع يا صلح و يا حواله و غيره كفالت باطل مىگردد.
مسأله ١٢- اگر كفيل و يا مكفول فوت نمايند، كفالت باطل مىشود، امّا بر عكس اگر مكفول فوت نمايد حقش به وارث او انتقال پيدا مىكند و كفالت باطل نمىشود.
مسأله ١٣- اگر كسى به صورت اجبار و قهرى كسى را از دست طلبكارش فرارى دهد، ضامن احضار اوست و اگر آنچه كه بر ذمه اوست را ادا نمايد ضمانتش ساقط مىشود، اين در مورد بدهى مالى بود، امّا در حقوقى مانند قصاص بايست او را احضار نمايد و ضامن آن است و اگر متضرر از اين كار است محل اشكال است. اگر قاتلى را از دست ولى دم فرارى دهد، ضامن احضار قاتل است و اگر از احضار او متعذر و ناتوان است و مانند آن، ديهاى از او گرفته مىشود. اين در مورد قتل عمد بوده امّا در جنايتى كه موجب ديه است بعيد نيست كه حكم دين نيز بر او جارى شود و ضامن احضار اوست و اگر ديه را داد، ضمان او ساقط مىشود.
مسأله ١٤- ترامى در كفالت جايز است به اين صورت كه اين كفيل ديگرى و ديگرى كفيل ديگرى شود و همانند آن، چون كفالتهاى بعدى فرع كفالت اوّلى است و هر لاحق فرع سابق است پس اگر مكفول در كفيل اوّل را برىالذمه ساخت و يا يكى از آن دو (كفيل يا مكفول) از دنيا رفتند و يا اينكه كفيل اوّل مكفول را حاضر كرد، همه آنها برىالذمه مىشوند، و اگر مكفول يكى از كفيلهاى وسط را برىالذمه كرد آنهايى كه بعد از او هستند همه برىالذمه مىشوند و آنهايى كه قبل از او هستند برى نمىشوند، اين حكم در صورتى كه كفيل وسط از دنيا رفت نيز صادق است.
مسأله ١٥- كفيل شدن كراهت دارد. چون از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند «كفيل شدن خسارت است و غرامت و ندامت».