مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٣٣ - مقصد دوم در جنايت بر منافع است
از انزال نطفهاش عاجز گردد، جانى بايد ديه او را بدهد، و همچنين است اگر در اثر جنايت از آبستن كردن همسرش ناتوان شود و همچنين است اگر در اثر جنايت، ديگر از جماع لذت نبرد. ولى در همه اينها اشكال هست و اقرب ارش است، بله، در جنايتى كه سبب قطع شدن اصل جماع و برنخاستن آلت مرد شود، احتياط ترك نشود.
مورد هفتم- بول كردن به طور متعارف است. پس اگر جنايتى سبب شود كه مجنى عليه دچار ريزش ادرار شود، جانى بايد ديه او را بدهد و اين در صورت دائمىبودن ريزش بنابر اقوى است، و در صورت دوام آن در تمام روز بنابر احتياط است. همانطور كه در ريزشى كه تا نصف روز ادامه دارد دو ثلث خون بها و آنجا كه تا هنگام چاشت ادامه دارد ثلث آن است. و در ساير اوقات شبانهروز، ارش است. و منظور از دوام يا تمام يا نصف روزى است كه ريزش ادرار او در همه روزها چنين باشد، و اما اگر چند روزى مبتلا به ريزش ادرار بشود و سپس بهبودى يابد در آنجا ارش است.
مورد هشتم- جوهره صوت است. پس اگر در جنايتى جوهره صورت به كلى از بين برود جانى ملزم به دادن ديه است، و اگر به كلى از بين نرود لكن ناقص شود، مثلًا صدايش تو دماغى و يا گرفته شود، ظاهر اين است كه نتواند صدايش را بلند كند و اين منافاتى با قدرت بر تكلم آهسته ندارد.
مسأله ١- اگر جنايتى بر كسى وارد آورد كه همه جوهره صدايش و نطقش از بين برود و نتواند سخن بگويد بايد دو خونبها به وى پرداخت كند، يكى براى جوهره صورتش و ديگرى براى عجزش از سخن گفتن.
مسأله ٢- اگر در اثر جنايت، صوت او نسبت به بعضى از حروف كم شود و نسبت به بعضى ديگر باقى بماند، احتمال دارد در آن ارش باشد، احتمال هم دارد ديه به عدد همه حروف تقسيم شده به طريقى كه در جنايت بر اصل تكلم گذشت ديه آن چند حرف را معين كنند، و احتياط مصالحه است.
مسأله ٣- در هر منفعتى كه از شرع ديهاى برايش معين نشده ارش است مانند اينكه در اثر جنايتى خوابش نبرد، يا حس لامسهاش مختل شود يا دچار وحشت شود و يا گرفتار رعشه و عطش و گرسنگى و غش و امراض مختلف ديگر شود.
مسأله ٤- ارش و ارشى كه به معناى آن است تنها مواردى است كه اگر عضو سالم با معيوب مقايسه شود قيمت معيوب از سالم كمتر باشد، و آن مقدار از تفاوت را ارش گويند و يا ارشى كه به معناى ارش است. و اما اگر فرض شود كه جنايت نقصى به اين معنا وارد نياورد و اندازهاى هم در شرع براى ديه آن معين نشده باشد، مثل اينكه انگشت زيادى كسى را قطع كند و يا جنايتى بر او وارد آورد كه حس بويايىاش ناقص شود و اگر