مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٦١٢ - فصل پنجم حد دزدى
ششم- اينكه خود دزد يا به كمك و مشاركت ديگرى كالاى دزدى را از حرز خارج كرده باشد و خارج كردن آن با مشاركت تحقق پيدا كند كما اينكه آن را روى شانهاش قرار دهد و خارج كند و با تسبيب و سبب خارج كردن هم تحقق پيدا مىكند كما اينكه آن را به طنابى ببندد سپس آن را از حرز بيرون بكشد يا بر روى چهارپايى قرار دهد و آن را از حرز خارج كند يا بر روى بال پرندهاى بگذرد كه به طور معمول به سوى وى (دزد) باز مىگردد يا به ديوانه يا كودك غيرمميزى دستور دهد كه آن را از حرز بيرون بياورد وليكن اگر كودك مميز باشد در قطع دست دزد، اشكال بلكه منع است.
هفتم- اينكه دزد پدر صاحب مال دزديده شده نباشد؛ بنابراين دست پدر در صورتى كه مال فرزندش را بدزدد، قطع نمىشود وليكن اگر فرزند از مال پدر بدزدد دست وى قطع مىشود و مادر اگر فرزندش بدزدد و نيز خويشان اگر بعضى از بعضى ديگر بدزدند، دستشان قطع مىشود.
هشتم- به صورت پنهانى دزديده باشد؛ بنابراين اگر حرز را به صورت زورى و ظاهرى بشكند و بردارد دست او قطع نمىشود بلكه حتى اگر به صورت پنهانى بشكند و هتك كند و به زور بردارد، نيز همچنين است.
مسأله ٢- اگر هر دو در شكستن و هتك حرز شريك باشد ولى يكى از آنها به تنهايى دزدى كند عضو سارق قطع مىشود و نه دست هاتك (شخص ديگر كه در هتك ستر مشاركت كرده است) و اگر يكى از آنها به تنهايى هتك حرز كند ولى در دزديدن مال شريك باشند عضو هاتك و نه دزد قطع مىشود و اگر هر دو آنها با هم در هتك حرز و دزدى با يكديگر مشاركت كنند و شريك باشند با تحقق بقيه شرايط دست هر دو قطع مىشود.
مسأله ٣- در سرقت و غير آن از آنچه كه داراى حد است برطرف بودن حد به دليل شبههى حكمىو موضوعى معتبر است بنابراين اگر شريك، مال مشترك را به گمان اينكه برداشتن آن بدون اذن شريك جايز است بردارد، در اين صورت قطع دست بر او نيست حتى اگر آنچه كه برداشته است از سهمش بيشتر باشد و به قدرى باشد كه به نصاب قطعى (دزدى) برسد و همچنين اگر با علم به حرمت آن بردارد اما نه براى دزدى بلكه براى تقسيم و گرفتن اذن پس از برداشتن، (عضوش) قطع نمىشود ولى اگر با قصد سرقت با علم وى به حكم بردارد، (عضوش) قطع نمىشود چرا كه اين كار سرقت نيست و اگر از مال مشترك به اندازهى سهمش سرقت كند (عضوش) قطع نمىشود و اگر بيشتر از سهمش باشد به طورى كه به اندازهى نصاب قطع باشد، (عضوش) قطع مىگردد.
مسأله ٤- در سرقت از مغنم دو روايت است كه در يكى از آنها آمده است كه قطع