مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٠٠ - كتاب غصب
نيز هست. پس اگر غاصب مدرسهاى را غصب نمايد همين كه وسايل خود را از آن بيرون ببرد و درب آن را براى ورود طلّاب باز گذارد، همين رفع يد است. امّا نزديكتر به احتياط آن است كه اگر مدرسه ناظر خاص دارد آن را به او تحويل دهد و در صورتى هم كه ندارد آن را به حاكم تحويل دهد. اين، در حالى است كه مدرسه محل سكونت افراد خاص نباشد و اگر قبلًا ساكن داشته است لازم است به آنها تحويل دهد.
مسأله ٢٠- اگر مال مغصوب و مالك آن هر دو در يك شهر باشند از لحاظ محل تحويل، اشكالى نيست، ولى اگر غاصب مالى را كه غصب كرده است به جاى ديگر و يا به شهر ديگر برده باشد، بر او واجب است كه مال را براى تحويل به شهر محل غصب برگرداند تحويل دهد. حال اگر مالك در آن شهر نباشد بلكه در شهر ديگر اقامت داشته باشد، اگر آن شهر همان شهرى است كه غاصب مال را به آنجا منتقل نموده است كه مالك مىتواند يكى از اين دو عمل را انجام دهد يا به غاصب بگويد كه مال را در همانجا به او تحويل دهد و يا اينكه آن را در آنجا تحويل بگيرد و آن را در محل غصب تحويل بگيرد. ولى اگر مالك در شهرى ديگر باشد مىتواند غاصب را ملزم نمايد كه مال را به آنجا انتقال داده و به او تحويل دهد. آيا مىتواند او را ملزم به نقل مال به شهرى كه خود او در آنجاست نمايد يا نه؟ ظاهر اين است كه اين ضامن را ندارد.
مسأله ٢١- اگر در مال مغصوب نقص و عيبى حادث گردد ارش آن بر غاصب واجب است. ارش عبارتست از تفاوت قيمت صحيح و معيوب آن، و بايست آن مال را نيز به مالك رد نمايد. و مالك نمىتواند او را ملزم به پرداخت تمام قيمت و تمام مال نمايد.
على الظاهر در آن بين جايى كه عيب ثابت باشد و يا به ساير جاهاى جنس سرايت نمايد و آن را روز به روز از بين ببرد، تفاوتى در حكم وجود ندارد.
مسأله ٢٢- اگر قيمت مال غصبى در بازار پايين آمد، غاصب ضامن پايين آمدن قيمت آن نيست مگر اينكه اين كمبود قيمت به خاطر عيبى باشد كه در آن حادث شده است.
مسأله ٢٢- اگر مال غصبى و يا هر مالى كه حكم آن را دارد مانند مقبوض بالسوم و ......
قبل از تحويل به مالك از بين برود، در صورتى مال، مثلى باشد غاصب، ضامن مثل آن است و اگر هم قيمى باشد ضامن قيمت آن است. تشخيص مثلى بودن و قيمى بودن با عرف است. ظاهراً توليدات كارخانهاى در اين عصر و زمان مثلى است و در صورتى هم كه مثلى نباشد در حكم مثلى هستند. همانطور كه حبوبات، روغن، گياهان دارويى همه مثلى هستند؛ و انواع حيوانات و جواهرات همه قيمى هستند.
مسأله ٢٤- گندم كه گفته شد مثلى است و مثلى زمانى است كه اصناف آن را به عنوان جنس جدا در نظر گرفته باشد. نه اينكه يك گندم از اين صنف با يك گندم از يك صنف