مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٩٣ - كتاب غصب
كتاب غصب
غصب عبارتست از استيلا و در اختيار قرار گرفتن هر چيزى كه مربوط به ديگرى است.
چه مال باشد و چه حق غصب از جمله گناهانى است كه هم عقل و نقل يعنى كتاب سنت و اجماع بر حرمت آن تأكيد دارند. و از زشتترين نوع ظلم است و ظلم هم چيزى است كه عقل حكم به زشتى آن مىكند: در حديث نبوى آمده است كه «اگر كسى يك وجب از زمين را غصب نمايد خداى تعالى در قيامت آن را از هفت طبقه زمين طوق گردنش مىاندازد و هم چنين در حديث نبوى ديگر آمده است «كسى كه به يك وجب از زمين همسايه خود خيانت نمايد، خداوند آن را طوق گردنش مىكند تا از طبقه هفتم زمين تا در قيامت خدا را با اين طوق ديدار كند مگر آنكه توبه نمايد و برگردد». همچنين، در حديثى ديگر آمده است كه «كسى كه زمين را بدون حق از ديگرى بگيرد او را تكليف مىكنند كه خاكش را تا به روز محشر به دوش بكشد» و از كلام اميرالمؤمنين (ع) است فرمود «سنگى غصبى در خانه گروگان ويرانى آن است» يعنى تا آن خانه را ويران نسازد رها نمىكند.
مسأله ١- مال مغصوب يا عين مال است كه داراى منفعت مىباشد يا متعلّق به يك مالك، و يا دو مالك است و يا آن عينى است كه منفعتى ندارد. يا منفعت است كه بين آن غصب نشده است و يا حق مالى تعلق به عين است، اما مثال قسم اوّل مانند اينكه شخصى خانهاى را از مالك آن غصب نمايد، در قسم دوم مانند اينكه خانه استيجارى را از مالك آن غصب نمايند. سوم اينكه مالك خانهاى را كه به مستأجر اجاره داده در مدّت اجاره از او غصب نمايد و قسم چهارم مانند اينكه شخصى زمين موات را كه تحجير نموده است تا احياء كند ديگرى از او غصب نمايد كه در اينجا حقِّ اوّلى را غصب كرده است و يا حقى كه هم مالى است و هم متعلق به عين است؛ مانند فرش كه بدهكار نزد طلبكار گرو نهاده است ولى طلبكار آن را غصب نمايد؛ زيرا طلبكار گرچه مالك آن نيست اما نسبت به آن حق دارد. از همين دسته است غصب قسمتى از مسجد و يا مشهد كه قبلًا كسى ديگر آنجا را گرفته كه نيز بنابر احتمال و احتياط، غصب و حرام است.
مسأله ٢- مغصوب منه يا شخص است، مانند اينكه حق و يا مالى را از شخص غصب