مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٢٠٤ - سفاهت
بدهد. همچنين هر عمل ديگرى كه موجب كفاره است. مانند قتل خطايى و شكستن روزه و يا روزهخوارى در ماه رمضان- آيا در مورد روزه اگر متمكن شود آيا مانند ساير مردم متخير در گرفتن روزه و پرداخت كفاره است؟ دو وجه وجود دارد، احتياط نظر اوّل است. بله اگر متمكن از روزه نباشد آن دو كفّاره ديگر هم متعيّن مىشود، مانند مواردى كه كفارهّاش فقط مالى است مانند همه و يا بيشتر از كفّار است.
مسأله ٧- اگر حق قصاصى براى سفيه به وجود آيد مىتواند او را عفو نمايد امّا در مورد ديه و ارش جنايت نمىتواند.
مسأله ٨- اگر ولى سفيه از معاملهاى كه او انجام داده مطلع شود و مصلحت او را در آن نبيند كه آن را اجازه نمايد در صورتى كه كارى جز مجرد عقد صورت نگرفته است آن را لغو مىنمايد، و اگر تسليم و تسلم مال و عوضين صورت گرفته باشد آنچه كه داده به طرف ديگر مسترد مىدارد و حفظ مىشود و آنچه كه از او دريافت داشته اگر موجود باشد به مالكش پس مىدهد و اگر تلف شده باشد در صورتى كه سفيه ضامن است كه بدون اذن مالك آن را قبض نموده باشد پس بايد مثل و يا قيمت آن را به او بدهد، امّا اگر با اذن مالك آن را قبض كرده باشد در اين صورت ضامن تلف مالى نيست، بلكه بعيد نيست اتلاف را ضامن باشد. همچنين اقوى اين است كه اگر مالك جاهل به حال سفاهت او بوده است و يا اگر هم بوده در خصوص حكم ضمان او عالم نبوده است، همچنان سفيه ضامن باشد به خصوص اگر تلف به دست او بوده باشد. هم چنين اگر سفيه مالى را قرض نموده و تلف نمايد.
مسأله ٩- اگر شخصى امانتى را نزد سفيه قرار دهد و او آن را تلف نمايد بنا بر اقوى سفيه ضامن است حتى اگر مودع علم به حال او داشته و يا توانسته باشد اگر امانت خودش تلف شود در اين صورت زمانى ضامن است كه در حفظ آن كوتاهى كرده باشد.
مسأله ١٠- تا زمانى كه رشد سفيه احراز نشده است اموالش را به او تسليم نمىكنند. و اگر ترديد در حال وى وجود دارد بايد او را براى مدّتى قابل توجّه امتحان نمايند، و برخى از امور مانند فروختن- خريدن، اجاره و ... كه مناسب اوست را انجام دهد. و رتق و فتق برخى از كارها مانند انجام انفاق براى خود و يا ولى او و مانند اين كارهايى كه برخى از كودكان هم سن و سال او انجام مىدهند و در دخترانى كه سفيهاند برخى از كارهايى كه مناسب حال زنان است از ادارهى امور خانه و معاملات بين زنان از اجاره گرفته يا استجار خياطى يا رسيدن و بافتن و مانند آن. پس اگر رشد را در او ملاحظه كرده و ديد كه در معاملات زيركى به خرج مىدهد و خود را از غبن محافظت مىنمايد و مال را از تضييع حفظ كرده و در موضع مناسبى كه جاى آن را دارد و سيره عقلا بر آن جريان دارد