مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ١٣٤ - كتاب وديعه
كتاب وديعه
وديعه عقدى است كه فايدهى آن گرفت نايب در حفظ اموال است به ديگر سخن گذاردن مال خود دست ديگرى است تا آن را حفاظت نمايد. غالباً اين كلمه را به مال اطلاق مىنمايند و صاحب مال را مودع و كسى كه مال را نزد او مىگذارند مستودع نامند.
اين عقد محتاج ايجاب و قبول است. ايجاب آن شامل هر لفظى كه دلالت به اين امر نمايد مىباشد مانند اينكه بگويد اين مال مرا حفظ كن و يا اين امانت در دست تو باشد و مانند اينها و قبول آن نيز عبارت است از گفتهاى كه دلالت بر رضايت نمايد. در اين ايجاب و قبول عربى بودن شرط نيست بلكه به هر زبانى مىتواند واقع شود و حتّى اينكه ايجاب با لفظ باشد و قبول با عمل نيز صحيح است به اينكه مال را از مودع بگيرد. بلكه به معاطات كه هم ايجاب به عمل است و قبول به عمل نيز واقع مىشود مانند اينكه مال را نزد او بگذارد و امين هم بردارد.
مسأله ١- اگر لباس را پيش كسى بياندازند و بگويند اين امانت نزد تو باشد اگر به زبان و يا عملى كه دال بر قبول باشد قبول كند وديعه صورت گرفته است. اين كه آيا سكوت دال بر رضايت است يا نه محل اشكال است. و اگر قبول نكرد وديعه صورت نپذيرفته است حتّى اگر صاحب مال آن را به همين منظور نزد او انداخته باشد در نتيجه ضمانى بر عهدهى او نمىآيد هر چند كه نزديك به احتياط آن است كه تا ممكن است در حفظ آن كوشا باشد.
مسأله ٢- قبول وديعه و امانت تنها براى كسى جايز است كه قدرت حفاظت از آن را داشته باشد پس كسى كه نمىتواند جايز نيست آن را قبول نمايد مگر آنكه صاحب مال از او ناتوانتر باشد و امينى ديگر براى اين كار يافت نشود در اين صورت بعيد نيست كه اين كار جايز باشد خصوصاً با توجه به وضعيت صاحب مال.
مسأله ٣- وديعه براى هر دو طرف جايز است هم مالك مىتواند آن را فسخ نمايد و هم امين مىتواند آن را هر زمان كه خواست به صاحب مال رد نمايد و اگر رد كرد صاحب مال نمىتواند از گرفتن مال امتناع ورزد. اگر مستودع به صورت يك جانبه اين قرارداد را فسخ نمايد وديعه به هم مىخورد و امانت مالكى از بين مىرود و از آن به بعد آن مال نزد