مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٧ - مسائل تحويل دادن و تحويل گرفتن جنس
بگويد تا تو تسليم نكنى من تسليم نمىكنم همچنين جايز است كه فروشنده خانه يا مركب يا زمين براى خود شرط كند كه سكونت در خانه و يا سوار شدن بر حيوان و يا زراعت بر زمين تا مدتى معين به وى اختصاص داشته باشد، تحويل دادن و يا گرفتن غير منقول به اين است كه بايع آن را تخليه نمايد و از آن رفع يد نمايد و به خريداران اجازه را دهد تا در ملك تصرف نمايد تا ملك تحت استيلاى وى قرار گيرد. اما در كالاى منقول مانند غذا و لباس و مانند اينها، آيا تسليم كردن آن صرف رفع يد و تخليه كردن است و يا در همهى منقولات در دست طرف قرار دادن است و يا بايد بين منقولات تفاوت قائل شد؛ اقوالى وجود دارد، اما بعيد نيست كه صرف تخليه و رفع يد از نظر تسليم و تسلّم و قبض و اقباض كه معتبر در معامله است كافى باشد، اگر چه آن موجب خارج شدن ضمانش و اين كه در صورت تلف ضمان بر او باشد نيست. البته اين احتمال در ساير جاهايى كه فعلًا جاى تفصيل آن نيست، احتمال قوى است و ما در آن مقامات كه قبض در آن معتبر است به اين مقدار اكتفا نمى كنيم و صرف تخليه و رفع يد را اقباض نمىدانيم.
مسأله ٢- اگر كالاى فروخته شده قبل از تسليم به مشترى تلف شود، تلف از مال بايع صورت گرفته است، بنابراين بيع فسخ مىگردد و ثمن معامله به مشترى عودت پيدا مىكند، اگر در اين مدت يعنى بعد از عقد و قبل از تسليم، منفعت و نمايى از مبيع مانند نتاج از حيوان و يا ميوه از درخت به دست آيد، آنها متعلق به مشترى است و اگر در اين مدت يعنى قبل از قبض كالا معيوب گردد مشترى خيار دارد و مىتواند معامله را فسخ نمايد ولى اگر آن را امضا نمود (رضايت داد) بايد تمام بهاى معامله پرداخت نمايد و در استحقاق مشترى در گرفتن ارش ترديد وجود دارد كه قول قوىتر عدم اين استحقاق را مىرساند.
مسأله ٣- اگر چند چيز را روى هم با يك معامله بفروشند، پس برخى ازآنها قبل از قبض تلف شود بيع به نسبت آنچه تلف شده فسخ مىگردد و مشترى مقدارى از ثمن را كه در برابر آنچه تلف شده پرداخت نموده از بايع پس مىگيرد و نسبت به آنچه كه باقى مانده خيار دارد، بدين معنا كه مىتواند آن را فسخ نمايد و هم مىتواند آن را امضا نمايد.
مسأله ٤- بر فروشنده واجب است كه علاوه بر تسليم كالا بر خريدار آنچه از متاع و مانند آن در آن قرار دارد خارج نمايد. اگر زمين زراعى است و زراعتى در آن وجود دارد و وقت چيدن آن فرا رسيده است بايست آن را بچيند و اگر زراعتى نموده كه بدون درو كه كندن آن موجب خشك شدنش مىگردد؛ مانند ذرت و پنبه بر بايع واجب است آن را تخليه نمايد. همچنين، اگر در زمين سنگى دفن كرده است بايست آن را در آورد، زمين