مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٤٤ - سوم از لواحق جنايت بر حيوان است
پرداخت پيدا كرده است، و اگر چيزى در آن مردار مانده باشد كه مورد استفاده واقع مىشود مانند پشم و كرك و امثال اينها از چيزهايى كه انتفاع آنها از حيوان مردار جايز است مال مالك حيوان است، و هر مقدار ارزش دارد از قيمت حيوان كه جانى غرامت مىكشد كم مىشود.
مسأله ١- در فرضى كه جانى حيوان مالك را ذبح كرده مالك نمىتواند حيوان را به او بدهد و مطالبه مثل و يا قيمت آن را بكند، بلكه تنها مىتواند حيوان را بردارد و تفاوت قيمت زنده با مرده آن را مطالبه كند.
مسأله ٢- اگر فرض شود كه حيوان بعد از ذبح هيچ قيمتى ندارد در آن صورت مانند حيوانى است كه تذكيه نشده و جانى بايد قيمت زنده آن را به مالك پرداخت كند.
مسأله ٣- اگر بعضى از اعضاى حيوان كسى را قطع كند و يا استخوان آن را بشكند و حيوان همچنان زنده باشد مالك حق دارد از او مطالبه ارش كند، در صورت عدم حيات حيوان ضامن تلف وى است ليكن نظر نزديكتر به احتياط آن است كه در صورت، درآوردن چشم حيوان چهارپا از بين ارش و يك چهارم قيمت روز جنايت آنچه بيشتر است بر عهده وى است و نظر نزديكتر به احتياط آن است كه از بين ارش و يك دهم قيمت روز سقط آنچه بيشتر است را پرداخت كند.
دوم- حيوان حرام گوشتى است كه قابل تذكيه است مانند درندگان كه اگر آن را با تذكيه تلف كند ضامن تفاوت قيمت زنده با قيمت مرده آن است، و هم چنين است اگر عضوى از حيوان را قطع كند و يا استخوانى از آن را بشكند و حيوان همچنان زنده بماند. و اگر حيوان را بدون تذكيه و ذبح تلف كند ضامن قيمت زنده آن در روز تلف است، و نزديكتر به احتياط آن است كه از قيمت روز اتلاف و قيمت روزى كه مىخواهد پرداخت كند هر كدام بيشتر بود آن را پرداخت كند، و از اين قيمت آنچه از حيوان قابل انتفاع است استثناء مىشود مانند عاج فيل.
مسأله ٤- حيوانى كه تلف شده اگر حلال گوشت باشد لكن خوردن گوشت متعارف و عادت مردم نباشد مانند گوشت اسب و قاطر و الاغ اهلى، حكم حيوان حرام گوشت را دارد لكن نزديكتر به احتياط آن است كه اگر چشم حيوان را پاره كرده به دستور مسأله سوم عمل كند.
مسأله ٥- در حيوانى كه عادتاً گوشتش خوردنى نيست، اگر با تذكيه آن را تلف كند گوشت آن جزء منافع آن شمرده نمىشود، در نتيجه از غرامت آن استثناء نمىشود، بله اگر روزگارى فرض شود كه گوشت چنين حيوانى قيمت داشته باشد مانند روزگار قحطى، آن وقت استثنا مىشود.