مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٧٣٩ - اول در جنين است
پسر است ديه پسر را مىدهد و اگر دختر بود ديه دختر و اگر معلوم نشد كدام است نصف مجموع دو ديه.
مسأله ٥- اگر زنى فرزند خود را بيندازد بر او واجب است ديه آنچه كه انداخته را به ورثه او بدهد و خودش از آن ديه سهم نمىبرد.
مسأله ٦- اگر بچه سقط شده متعدد باشد ديه نيز متعدد مىشود، اگر يك پسر و يك دختر است ديه يك پسر و يك دختر به عهده جانى مىآيد و هكذا، و در مراتب مختلف جنينى هر موردى كه احراز تعدد شود ديه آن مرتبه متعدد مىشود.
مسأله ٧- ديه اعضاى جنين و جراحاتش به نسبت ديه خود اوست يعنى به حساب صد در نتيجه اگر به خاطر جنايتى يك دست جنين قطع شود، پنجاه دينار و براى هر دو دستش صد دينار بر عهده جانى مىآيد و در جراحات شجاعش به همين نسبت است.
اين در صورتى است كه روح در او حلول نكرده باشد و گرنه مانند ساير انسانهاى زنده است.
مسأله ٨- اگر كسى بترساند شخصى را كه در حال جماع است و در اثر ترس منى او به خارج رحم بريزد، ده دينار ديه از بين بردن نطفه را بايد بدهد.
مسأله ٩- اگر قابلهها و اهل خبره نتوانند بفهمند آنچه ساقط شده مبدأ نشو انسانى بوده يا نه، اگر در اثر اسقاط نقصى بر آن پيدا شود ارش است، و اگر بر مادرش آسيبى رسيده باشد ديه آن به عهده جانى است.
مسأله ١٠- ديه جنين اگر عمدى و يا شبيه به عمد باشد، در مال خود جانى است و اگر خطائى باشد بر عاقله اوست، و اين در صورتى است كه روح در جنين حلول كرده باشد كه در غير اين صورت محل تأمل است هر چند كه اقرب آن است كه آن نيز بر عهده عاقله جانى است.
مسأله ١١- در بريدن سر ميت مسلمان حر، صد دينار و در قطع اعضاى بدنش به حساب ديهاش است، و به همين حساب است ساير جناياتى كه بر او وارد آيد مثلًا در قطع دست او پنجاه دينار و در قطع هر دو دستش صد دينار است و در قطع انگشت او ده دينار است، و همچنين است حال در جراحتها و شجاج او، و اين ديه را ورثه به ارث نمىبرند بلكه ملك خود ميت است و بايد به نيت او صرف در مصارف خير شود، و در اين حكم زن و مرد و كوچك و بزرگ مساويند. و آيا قرضهاى ميت را با آن مىتوان داد؟
ظاهر اين است كه آرى.