مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٥١٩ - مقصد دوم در ميراثى كه به موجب عقد و همسرى ايجاد مى شود
در صورتى كه شرط شده باشد چه از يك طرف و چه از دو طرف در نهايت اشكال است، و در نتيجه احتياط به ترك چنين شرطى رعايت شود، و اگر احياناً چنين چيزى در عقد موقت شرط شد احتياط به صلح ترك نشود شرط ديگر توارث بين زن و شوهر اين است كه زوجه در عقد زوج باقى باشد هر چند كه دخولى صورت نگرفته باشد، پس اگر قبل از دخول يكى از آن دو فوت كند نمايد ديگرى از او ارث مىبرد، و همچنين در صورتى كه با طلاق رجعى زن از شوهر جدا شده باشد تا زمانى كه در عده طلاق است اگر يكى بميرد ديگرى از او ارث مىبرد، بر عكس مطلقه به طلاق بائن كه در ايام عده اگر يكى از آن دو بميرد ديگرى از او ارث نمىبرد. بله اگر شوهر زن خود را در حال بيمارى طلاق دهد هر چند طلاقش بائن باشد و به همان بيمارى از دنيا برود زوجه اش از او ارث مىبرد البته در طول يك سال از روز وقوع طلاق و به شرطى كه طلاق به درخواست زن نبوده باشد، و به همين جهت است كه زن مختلعه و مباراتى از شوهر قبليش ارث نمىبرد چون طلاقش به خاطر درخواست خود او بوده، شرط ديگر اينكه زن در اين مدت شوهر نكرده باشد، پس اگر شوهر بيمار او را در حال بيماريش طلاق دهد و زن بعد از گذشتن ايام عده ازدواج بكند و سپس شوهر قبلىاش تا قبل از گذشتن يك سال بميرد زن از او ارث نمىبرد. شرط ديگر اينكه شوهر از بيمارى در حال طلاقش سلامتى خود را به دست نياورد، كه اگر از آن بيمارى سلامت شد و دوباره بيمار شود هر چند كه بيمارى دومش مثل بيمارى اولش باشد و سپس از دنيا برود همسر مطلقه اش از او ارث نمىبرد، و اگر زن در حال بيمارى شوهرش و قبل از تمام شدن يك سال بميرد شوهر از او ارث نمىبرد مگر در ايام عده رجعى.
مسأله ٣- اگر بيمار در همان حال بيماريش زنى را به عقد خود درآورد، اگر دخولى با او صورت دهد و يا از بيماريش سلامتى خود را به دست آورد از يكديگر ارث مىبرند، و اما اگر در همان بيمارى بميرد و دخولى هم صورت نداده باشد عقد ازدواجش باطل خواهد بود و آن زن نه مستحق مهرى است و نه مستحق ارثى. و همچنين است اگر در حال بيمارى شوهر زنش در حالى كه هيچ دخولى صورت نگرفته باشد فوت كند در اينجا مرد از آن ارث نمىبرد، و اگر زن در حال بيمارى به عقد مردى درآيد كه او سالم است و آنگاه زن يا مرد فوت كند از يكديگر ارث مىبرند، و در دخول فرقى بين قبل و دبر نيست، همچنان كه على الظاهر لازم است مرگش در اين مرض قبل از بهبودى به همين مرض نه به مرض ديگر بوده باشد، پس اگر در همين بيمارى و قبل از بهبودى از آن به علتى ديگر از دنيا برود باز از يكديگر ارث نمىبرند، و ظاهراً فرقى نيست بين اينكه بيماريش طولانى باشد يا كوتاه، و اگر بيمارى او همانند جنون ادوارى مدتى برطرف