مباحث حقوقى تحرير الوسيلة - الموسوي البجنوردى، السيد محمد - الصفحة ٣٢٤ - كتاب احياء موات
كه هركس مىداند در صورت احيا قنات آب آن به آنجا نمىرسد، مشكل ندارد.
مسأله ٢٠- همانگونه كه قبل گفته شد، تحجير فقط حق اولويت است و مالكيت نيست.
پس بنابر احتياط بايد گفت كه جايز نيست زمين تحجير شده فروخته شود، هر چند كه جواز آن بعيد به نظر نمىرسد. بله صلح بر سر آن جايز است حتى اين حق به ارث مىرسد و مىتواند در بيع به عنوان ثمن قرار گيرد؛ زيرا كه حق است. و حق نيز قابل نقل و انتقال است.
مسأله ٢١- نخجير زمانى از احياء ديگران ممانعت مىكند كه شخص تحجير كننده قدرت بر احياء و تعمير زمين را داشته باشد.
حتى اگر مدّت طولانى زمان ببرد امّا آن قدر طولانى كه باعث معطّل ماندن زمين موات گردد. پس اگر كسى قادر به احياء موقّت نيست به آن دليل كه فقير است و يا وسايل مورد نياز را نيافته و يا موجود نيست؛ تحجيرش هيچ اثرى ندارد و نسبت به آن مال حق اولويت ندارد. پس ديگران مىتوانند نسبت به آن زمين اقدام و آن را احياء نمايند. هم چنين اگر بيشتر از مقدار توانايىاش آن را تحجير كرده باشد كه نسبت به آن مقدار زائد، تحجير بلا اثر است و فقط نسبت به آن مقدارى كه قدرت بر احياء دارد حق اولويت دارد.
پس كسى كه توانايى احياء موات را ندارد؛ نمىتواند آن را تحجير و از حقّ اولويت آن استفاده نموده و آن را به جاى ثمن معامله قرار دهد و يا صلح كند؛ زيرا اين تحجير براى او حق اولويت نياورده است تا به ديگرى بتواند آن را انتقال دهد.
مسأله ٢٢- لازم نيست تحجير به مباشرت باشد. بلكه مىتواند به ديگرى وكالت بدهد تا آن را تحجير نمايد و يا كارگر اجير نمايد و به وسيله او تجهيز نمايد كه در اين صورت حق تحجيرى كه به اين وسيله ثابت مىشود مالِ موكّل است. امّا اگر كسى به نيابت از طرف ديگرى زمينى را تحجير نمايد آيا حق اولويّت براى نيابت دهنده است يا نه؟ بعيد است.
مسأله ٢٣- اگر بعد از اينكه مال را تحجير نمود و قبل از اينكه مال را احياء نمايد آثار تحجير از بين برود. حقّ صاحب تحجير باطل مىشود و زمين به همان حالت موات قبلى باز مىگردد، امّا در صورتى كه كسى آن آثار را محو نمايد، بعيد نيست كه آن حق هم هنوز باقى باشد البته مدّت كمى بعد از محو آن آثار، امّا بعد از گذشت مدّت زمان طولانى، حق ديگر وجود ندارد چه آنكه آثار آن خود به خود محو شده باشد و چه ديگرى اين كار را كرده باشد. البته در صورتى كه خود به خود محو شده باشد و اين طولانى شدن مدّت براى محو شدن اين آثار باشد نه به خاطر معطل ماندن زمين؛ به اين معنى كه نشانههاى تحجير به وسيله سيلهاى تدريجى و يا باد مثلًا صورت گرفته باشد؛